تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1613

مساهمون:

ص١٦١٣
الملحدين نيز مىگفتند . [ 1 ] ابن بابويه به سند حسن از بزنطى روايت كرده است كه به خدمت امام محمّد تقى عليه السّلام عرض كردم كه گروهى از مخالفان شما گمان مىكنند كه والد بزرگوار شما را مأمون ملقّب به « رضا » گردانيد در وقتى كه آن حضرت را براى ولايت عهد خود اختيار كرد . حضرت فرمود : به خدا سوگند كه دروغ مىگويند ، بلكه حقّ تعالى او را به رضا مسمّى گردانيد براى آن كه پسنديدهء خدا بود در آسمان ، و رسول خدا و ائمّهء هدى عليهم السّلام در زمين از او خشنود بودند و او را براى امامت پسنديدند . گفتم : آيا همه پدران گذشتهء تو پسنديدهء خدا و رسول و ائمه عليهم السّلام نبودند ؟ گفت : بلى . گفتم : پس به چه سبب او را در ميان ايشان به اين لقب گرامى مخصوص گردانيدند ؟ گفت : براى آن كه مخالفان و دشمنان او را پسنديدند و از او راضى بودند چنانچه موافقان و دوستان از او خشنود بودند ، و اتّفاق دوست و دشمن بر خشنودى از او مخصوص آن حضرت بود پس به اين سبب او را به اين اسم مخصوص گردانيدند . [ 2 ] و ايضا به سند معتبر از سليمان بن حفص روايت كرده است كه حضرت امام موسى عليه السّلام پيوسته فرزند پسنديدهء خود را رضا مىناميد و مىفرمود كه : بخوانيد فرزند مرا رضا و گفتم به فرزند خود رضا ، و چون با آن حضرت خطاب مىكرد آن حضرت را ابو الحسن مىناميد . [ 3 ] پدر آن حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بود و مادر آن حضرت امّ ولدى بود كه او را
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 279 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 396 ؛ كشف الغمه ، ج 3 ، ص 53 . [ 2 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 22 ؛ بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 12 . [ 3 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 23 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 4 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1613 | الشيخ عباس القمي