حجّ . و تمام روزى او شد و پنجاه مرتبه حجّ كرد و چون خواست كه حجّ پنجاه و يكم كند همين كه به وادى قناة رسيد خواست غسل احرام كند به آب سيل غرق شد و او غريق جحفه است و قبرش به سياله است ، رحمة اللّه تعالى عليه . [ 1 ]
دوم : ابو عبد اللّه عبد الرّحمن بن الحجّاج البجلى الكوفى بيّاع السّابرى
[ 2 ] مرمىّ ثقة جليل القدر ، استاد صفوان بن يحيى و از اصحاب صادق و كاظم عليهما السّلام ، و رجوع به حق كرده و ملاقات كرده حضرت رضا عليه السّلام را و وكيل حضرت صادق عليه السّلام بوده ، و وفات كرده در عصر حضرت رضا عليه السّلام بر ولايت .
و روايت شده كه حضرت ابو الحسن عليه السّلام شهادت بهشت براى او داده ، [ 3 ] و حضرت صادق عليه السّلام با وى فرموده كه تكلّم كن با اهل مدينه همانا من دوست مىدارم كه در رجال شيعه مانند تو را ببينم . [ 4 ] و هم از آن جناب مروى است كه هر كه مرد در مدينه حقّ تعالى او را مبعوث فرمايد در آمنين روز قيامت . و از جمله ايشان است يحيى بن حبيب و ابو عبيده حذّاء و عبد الرحمن بن حجّاج . [ 5 ]
امّا آن خبرى كه از ابو الحسن مروى است كه ذكر فرمود عبد الرّحمن بن حجّاج را و فرمود : انّه لثقيل على الفؤاد ، [ 6 ] شايد مراد از ثقالت او بر دل ، دل مخالفين باشد ، يا آن كه مراد آن است كه از براى او موقعى است در نفس ، يا آن كه ثقالت او به جهت ملاحظهء اسم او باشد چه آن كه عبد الرحمن اسم ابن ملجم است و حجّاج ، اسم
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 605 ؛ الاختصاص ، ص 201 ؛ بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 180 ، ح 23 ؛ العوالم ، ج 21 ، ص 382 .
[ 2 ] براى اطلاع بيشتر نك : بهجة الآمال ، ج 5 ، ص 140 ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 447 ؛ معالم العلماء ، ص 79 ؛ مجمع الرجال ، ج 4 ، ص 76 و 77 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 315 ؛ نقد الرجال ، ص 184 .
[ 3 ] سفينة البحار ، ج 2 ، ص 117 ؛ مجالس ، ج 1 ، ص 396 .
[ 4 ] همان مصدر .
[ 5 ] تنقيح ، ج 2 ، ص 141 .
[ 6 ] خاتمة المستدرك ، ج 3 ، ص 611 ؛ تنقيح ، ج 1 ، ص 142 .