تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1564

مساهمون:

ص١٥٦٤
پدرم . اگر مىايستاد احمد مىايستاد با او ، و اگر مىنشست احمد مىنشستند با او ، و علاوه بر اين پدرم پيوسته نظرش با او بود و پاس او را مىداشت و از او غافل نمىشد و ما برنگشتيم از آنجا تا آن كه احمد برگشت و طىّ كرد بيابان را از بين ما . [ 1 ] ( فقير گويد كه ) : اين احمد ، معروف به شاه چراغ است كه در داخل شهر شيراز مدفون است و در ظاهر نيز از جهت قبّه و صحن و ضريح و خدّام و غيره تعظيم و احترام دارد ، و اين احقر در سنه هزار و سى صد و نوزده در مراجعت از بيت اللّه الحرام از شيراز برگشتم و در آن بلده تربت پاك او را زيارت كردم و از باطن آن بزرگوار استمداد نمودم . و در نزديكى قبر آن جناب مزارى ديگر است معروف است به مير سيّد محمّد برادر آن حضرت . صاحب روضات الجنّات گفته كه : در بعضى كتب رجاليّه است كه احمد مدفون به شيراز است و مسمّى است به سيّد السادات ، و در اين زمان مشهور شده به شاه چراغ ، و به تحقيق به تواتر رسيده كرامات باهره از مرقد طاهرش ، [ 2 ] پس نقل كرده كلمات اشخاصى كه تصريح كرده‌اند به آن كه احمد بن موسى در شيراز مدفون است . و محمد بن موسى عليه السّلام ، برادر اعيانى [ 3 ] احمد نيز مردى جليل القدر و صاحب فضل و صلاح بوده و پيوسته با وضو و طهارت و صلاة بوده و شب‌ها مشغول وضو و نماز مىگشت و چون از نمازها فارغ مىشد ساعتى استراحت مىكرد ، ديگر باره از خواب برمىخاست و مشغول طهارت و صلاة مىگشت ، باز لختى استراحت مىكرد باز برمىخاست و وضو مىگرفت و مشغول نماز مىگشت و اين بود عادت او تا صبح طلوع مىكرد چنانچه هاشميّه كنيز رقيّه دختر حضرت موسى بن
هامش
[ 1 ] الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 244 ؛ بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 287 به نقل از الارشاد . [ 2 ] روضات الجنات ، ج 1 ، ص 43 . [ 3 ] يعنى برادر پدر مادرى .