تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1562

مساهمون:

ص١٥٦٢
و نيز كلينى روايت كرده كه : يكى از فرزندان امام موسى عليه السّلام را حالت موت روى داد و آن حضرت به قاسم فرمود كه : اى پسر جان من ! برخيز و در بالين برادرت سورهء و الصّافات بخوان ، قاسم شروع كرد به خواندن آن سورهء مباركه تا رسيد به آيهء مباركهء
أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا
[ 1 ] كه برادرش از سكرات موت راحت شد و جان تسليم كرد . [ 2 ] و از ملاحظهء اين دو خبر معلوم مىشود ، كثرت عنايت حضرت امام موسى عليه السّلام با قاسم . و قبر قاسم در هشت فرسخى حلّه است و مزار شريفش زيارتگاه عامّهء خلق است و علما و اخيار به زيارت او عنايتى دارند . و سيّد ابن طاووس ترغيب به زيارت او نموده است ، و صاحب عمدة الطّالب گفته كه : قاسم عقب نياورده .

و امّا اسماعيل بن موسى كاظم عليه السّلام :

پس سيّدى است جليل القدر و اگر چه علما رجال اشاره به جلالت او نكرده‌اند ، لكن كافى است در مدح او روايتى كه شيخ كشّى نقل كرده در حال ثقه جليل القدر صفوان بن يحيى كه چون صفوان در سنه دويست و ده در مدينه از دنيا رحلت كرد امام محمّد تقى عليه السّلام كفن و حنوط براى او فرستادند و امر كردند اسماعيل بن موسى را كه بر او نماز گزارد . [ 3 ] و استاد اكبر آقاى بهبهانى رحمه اللّه در تعليقه فرموده كه : كثرت تصانيف اسماعيل اشاره مىكند به مدح او . و شايد مراد آن مرحوم از كثرت تصانيف او ، كتاب جعفريّات باشد كه مشتمل است بر جمله‌اى از كتب فقهيّه و جميع احاديث آن الّا قليلى به يك سند است كه تمام را از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است . و شيخ مرحوم
هامش
[ 1 ] سورهء صافات ، آيهء 11 . [ 2 ] الكافى ، ج 2 ، ص 126 . [ 3 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 792 .