فصل چهارم : در بيان رفتن جناب مسلم بن عقيل به جانب كوفه و كيفيت شهادت آن بزرگوار
[ رفتن مسلم به مدينه و حركت به طرف كوفه ]
در فصل سابق به شرح رفت كه حضرت امام حسين عليه السّلام جواب نامههاى كوفيان را نوشت و مسلم بن عقيل را فرمان داد تا به سمت كوفه سفر نمايد و آن نامه را به كوفيان برساند . اكنون بدان كه جناب مسلم حسب الأمر آن حضرت مهيّاى كوفه شد ، پس آن حضرت را وداع كرده از مكّه بيرون شد ( موافق بعضى كلمات ، مسلم نيمه شهر رمضان از مكّه بيرون شد و پنجم شوال در كوفه وارد شد ) و طىّ منازل كرده تا به مدينه رفت و در مسجد مدينه نماز كرد و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را زيارت كرده به خانهء خود رفت و اهل و عشيرت خود را ديدار كرده و وداع آنها نموده و با دو دليل از قبيلهء قيس متوجّه كوفه شد . ايشان راه را گم كرده و آبى كه با خود برداشته بودند به آخر رسيد و تشنگى بر ايشان غلبه كرده تا آن كه آن دو دليل هلاك شدند ، و جناب مسلم به مشقّت بسيار خود را در قريهء مضيق به آب رسانيد و از آنجا نامهاى در بيان حال خود و استعفاء از سفر كوفه براى جناب امام حسين عليه السّلام نوشت و به همراهى قيس بن مسهر براى آن حضرت فرستاد ، حضرت استعفاى او را قبول نفرموده و او را امر به رفتن كوفه نمود .
[ مسلم عليه السّلام در خانهء مختار ]
چون نامهء حضرت به مسلم رسيد ، به تعجيل به سمت كوفه روانه شد تا آن كه به