تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
فرع شماييد اكنون به فال نيك به سوى ما سفر كن كه من گردن بنى تميم را در خدمت تو خاضع داشتم و چنان در طاعت و متابعت تو شايق گماشتم كه شتر تشنه مر آبگاه را ، و قلّادهء طاعت تو را در گردن بنى سعد انداختم و گردن ايشان را براى خدمت تو نرم و ذليل ساختم و به زلال نصيحت ، ساخت ايشان را كه آلايش تقاعد و توانى در خدمت داشت بشستم و پاك و صافى ساختم . چون اين نامه به حضرت حسين عليه السّلام رسيد ، فرمود : خداوند تو را در روز دهشت ايمن دارد و در روز تشن‌هكامى سيراب فرمايد . « 1 » امّا احنف بن قيس ، او نيز حضرت را به اين نمط نامه كرد : « امّا بعد ،
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ .
« 2 » از ايراد اين آيهء مباركه كه به كنايت اشارتى از بىوفايى اهل كوفه به عرض رسانيد . امّا چون نامهء امام حسين عليه السّلام به منذر بن جارود ، رسيد بترسيد كه مبادا اين مكاتيب از مكيدتهاى عبيد اللَّه بن زياد باشد و همىخواهد انديشه‌هاى مردم را بازداند و هر كس را به كيفر عمل خود رساند ، و دختر منذر كه بحريّه نام داشت نيز در حبالهء نكاح عبيد اللّه بود ، لاجرم منذر آن مكتوب را با رسول آن حضرت به نزد ابن زياد آورد ، و چون ابن زياد آن مكتوب را قرائت كرد امر كرد كه رسول آن حضرت را گردن زدند . و بعضى گفته‌اند كه به دار كشيد . و اين رسول ، همان ابو رزين سليمان « 3 » مولاى آن حضرت بوده كه جلالت شأنش بسيار ، بلكه شيخ ما در كتاب لؤلؤ و مرجان به مراتب عديده رتبهء او را از هانى بن عروه مقدم گرفته . « 4 » و چون ابن زياد از قتل او بپرداخت ، بالاى منبر رفت و
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 34 - 40 . ( 2 ) سورهء رم ، آيهء 60 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 340 . ( 3 ) اخبار الطوال ، ص 231 نام او را سلمان ثبت كرده است . ( 4 ) لؤلؤ و مرجان ، مقام چهارم در پايان بحث .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 717 | الشيخ عباس القمي