تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
توييم و رزم آزمودگان عشيرت توييم ، اگر ما را از كمان گشاد دهى بر نشان زنيم ، و اگر بر قتال فرمايى نصرت كنيم چون به درياى آتش زنى واپس نمانيم ، و چند كه سيلاب بلا بر تو روى كند روى نگردانيم با شمشيرهاى خود به نصرت تو بپردازيم و جان و تن را در پيش تو سپر سازيم . آنگاه بنو سعد بن يزيد ، ندا در دادند كه : يا ابا خالد ! ما هيچ چيز را مبغوض‌تر از مخالفت تو ندانيم و بيرون تو گام نزنيم ، همانا صخر بن قيس ما را به ترك قتال مأمور ساخت و هنر ما در ما مستور ماند . اكنون ما را لحظه‌اى مهلت ده تا با يكديگر مشاورت كنيم پس از آن صورت حال را به عرض رسانيم . از پس ايشان بنو عامر بن تميم ، آغاز سخن كردند و گفتند : يا ابا خالد ! ما فرزندان پدران توييم و خويشان و هم سوگندان توييم ، ما خشنود نگرديم از آنچه كه تو را به غضب آرد و ما رحل اقامت نيفكنيم آنجا كه ميل تو روى به كوچ و سفر آورد ، دعوت تو را حاضر اجابتيم و فرمان تو را ساخته اطاعتيم . ابو خالد گفت : اى بنو سعد ! اگر گفتار شما با كردار شما راست آيد خداوند همواره شما را محفوظ دارد و به نصرت خود محفوظ فرمايد . ابو خالد چون بر مكنون خاطر آن جماعت اطّلاع يافت نامه‌اى براى جناب امام حسين عليه السّلام بدين منوال نوشت :

[ پاسخ ابو خالد به آن حضرت ]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم امّا بعد ، پس به تحقيق كه نامهء شما به من رسيد و بر مضمون آن آگهى يافتم و دانستم كه مرا به سوى اطاعت خود خواندى و به يارى خويش طلب فرمودى ، همانا خداوند تعالى خالى نگذارد جهان را از عالمى كه كار به نيكويى كند و دليلى كه راه رشاد هدايت فرمايد و شما حجّت خداييد بر خلق ، و امان و امانت او در روى زمين ، و شما شاخه‌هاى زيتونهء احمديّه‌ايد و آن درخت را اصل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و