تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1411

مساهمون:

ص١٤١١
مكشوف شود و دفع شبهه شود از كسانى كه معتقد به حيات اسماعيل و خلافت او بعد از پدر مىباشند . « 1 » مؤلّف گويد كه : احاديث به اين مضمون بسيار است و شيخ صدوق روايت كرده است كه : حضرت صادق عليه السّلام به سعيد بن عبيد اللّه اعرج فرمود كه : چون اسماعيل وفات يافت گفتم : جامه‌اى را كه روى او كشيده بودند بردارند ، چون صورت او را مكشوف كردند ، جبهه و زنخ و گلوى او را بوسيدم ، پس گفتم او را بپوشانند ، بازگفتم كه جامه از روى او برداشتند ديگر باره جبين و زنخ و گلوى او را بوسه دادم پس گفتم او را بپوشانيدند و غسل دادند چون از كار غسل او فارغ شدند نزديك او رفتم ديدم او را در كفن پيچيده‌اند ، گفتم : صورت او را از كفن بيرون كردند باز جبين و زنخ و گلوى او را بوسيدم و او را تعويذ كردم پس گفتم او را در كفن كنند . راوى گفت : پرسيدم به چه چيز او را تعويذ كرديد ؟ فرمود : به قرآن . « 2 » و روايت شده كه به حاشيهء كفنش نوشت اسماعيل يشهد ان لا إله الّا اللّه و خواند يكى از شيعيان خود را و درهمى چند به او داد و امر كرد كه حجّ كند با آن از جانب پسرش اسماعيل و فرمود كه هرگاه تو حجّ بگزارى از جانب او نه سهم ثواب مال تو است و يك سهم مال اسماعيل . و سيّد ضامن بن شدقم در تحفة الأزهار گفته كه وفات كرد اسماعيل در سنهء صد و چهل و دو ، و در سنهء پانصد و چهل و شش رسيد به مدينه حسين بن ابى الهيجاء وزير عبيدلى ، پس بنا كرد بر مشهدش قبّه‌اى . « 3 » و ذكر كرده اين شيبه كه اين محلّ خانهء زيد شهيد پسر امام زين العابدين عليه السّلام بوده . و بالجمله شيخ مفيد فرموده : چون اسماعيل از دنيا رفت كسانى را كه اعتقاد بر
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 280 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 241 به نقل از الارشاد . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 247 به نقل از كمال الدّين . ( 3 ) تحفة الازهار ، ج 3 ، ص 72 .