سليمان است و خبر وفات امام جعفر صادق عليه السّلام را نوشته است ، پس سه نوبت گفت : انّا للّه و انّا اليه راجعون و گفت : مثل جعفر كجا به هم مىرسد ؟ پس گفت :
بنويس كه اگر يك كس را به خصوص وصىّ كرده است او را بطلب و گردن بزن ، بعد از چند روز جواب نامه رسيد كه پنج نفر را وصىّ كرده است : خليفه و محمّد بن سليمان والى مدينه و دو پسر خود عبد اللّه و موسى و حميده مادر موسى را ، چون نامه را منصور خواند گفت : اينها را نمىتوان كشت . « 1 »
علامهء مجلسى ( ره ) فرموده كه : حضرت به علم امامت مىدانست كه منصور چنين اراده خواهد كرد آن جماعت را به حسب ظاهر در وصيّت شريك كرده بود ، اوّل نام او را نوشته بود و در باطن امام موسى عليه السّلام مخصوص بود به وصيّت ، و از اين وصيّت نيز اهل علم مىدانستند كه وصايت و امامت مخصوص آن حضرت است چنانچه از روايت ابو حمزه كه گذشت معلوم گشت . « 2 »
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 247 .
( 2 ) جلاء العيون ، ص 885 .