مىكنى نسبت به آن حضرت تو را و خانه و قصر تو را فرو مىبرم . و به اين سبب عقل من پريشان شد و بدن من به لرزه آمد به حدى كه دندانهاى من بر هم مىخورد .
راوى گفت : من گفتم : اينها از او عجب نيست ، زيرا كه نزد او اسمها و دعايى است كه اگر بر شب بخواند آنها را روز مىشود و اگر بر روز بخواند شب مىشود و اگر بر موج درياها بخواند ساكن مىگردد . پس از چند روز رخصت طلبيدم از او كه به زيارت آن حضرت بروم مرا دستورى داد و ابا نكرد ، و چون به خدمت آن حضرت رفتم از حضرتش التماس كردم آن دعا كه خواند در وقت دخول مجلس منصور تعليم من نمايد ، و اجابت التماس من نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) مهج الدعوات ، ص 201 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 201 ، تا اينجا نقل از جلاء العيون بود از ص 872 تا 881 .