مستولى شده است چگونه اين اراده كنم ؟ اگر خواهى مرا در ميان لشكر خود « 1 » قرار ده تا مرا مرگ برسد و مرگ من نزديك شده است .
و هر چند آن حضرت اين سخنان معذرتآميز مىگفت ، طيش منصور زياده مىشد و شمشير را به قدر يك شبر از غلاف كشيد .
ربيع گفت : چون ديدم كه منصور دست به شمشير دراز كرد بر خود لرزيدم و يقين كردم كه آن حضرت را شهيد خواهد كرد ، پس شمشير را در غلاف كرد و گفت : شرم ندارى كه در اين سنّ مىخواهى فتنه به پا كنى كه خونها ريخته شود ؟
حضرت فرمود : نه به خدا سوگند كه اين نامهها را من ننوشتهام و خطّ و مهر من در اينها نيست و بر من افترا كردهاند . پس منصور باز شمشير را به قدر يك ذراع از غلاف كشيد در اين مرتبه عزم كردم كه اگر مرا امر كند به قتل آن حضرت من شمشير برگيرم و بر خودش بزنم هر چند باعث هلاك من و فرزندان من گردد و توبه كردم از آنچه پيشتر در حقّ آن حضرت اراده كرده بودم .
پس منصور باز آتش غضبش مشتعل گرديد و شمشير را تمام از غلاف كشيد و آن حضرت نزد او ايستاده بود و مترصّد شهادت بود و عذر مىفرمود و منصور قبول نمىنمود ، پس ساعتى سر به زير افكند و سر برداشت و گفت : راست مىگويى ، و با من خطاب كرد كه : اى ربيع ! حقّهء غاليهء مخصوص مرا بياور ، چون آوردم حضرت را نزديك خود طلبيد و بر مسند خود نشانيد و از آن غاليه محاسن مبارك آن حضرت را خوش بو گردانيد و گفت : بهترين اسبان مرا حاضر كن و جعفر را بر آن سوار نما و ده هزار درهم به او عطا كن و همراه او برو تا به نزد او و آن حضرت را مخيّر گردان ميان آن كه با ما باشد با نهايت حرمت و كرامت و ميان برگشت به مدينهء جدّ بزرگوار خود .
هامش
( 1 ) مخفى نماند كه عبارت خبر اين است : فصيّرنى فى بعض حبوسك ، علّامهء مجلسى جيوشك ( به جيم و ياء دو نقطه و شين معجمه ) خوانده و اين معنى را فرموده ، ليكن ظاهر آن است كه حبوسك ( به حاء مهمله و باء موحده و سين مهمله است ) . يعنى مرا در بعض محبسهاى خودت قرار ده تا مرا مرگ رسد . مؤلف رحمه اللّه .