كه در آن اسم محمّد باشد مگر آن كه آن خانه در هر روز پاكيزه و تقديس كرده شود . « 1 »
سيّم : در كتاب توحيد مفضّل « 2 »
است كه مفضّل بن عمر
در مسجد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، شنيد ابن ابى العوجاء « 3 » با يكى از اصحابش مشغول است به گفتن كلمات كفرآميز ، مفضّل خوددارى نتوانست كرد فرياد زد بر او كه : يا عدوّ اللّه ! الحدت فى دين اللّه و انكرت البارى جلّ قدسه ، اى دشمن خدا ! در دين خدا الحاد ورزيدى و منكر بارى تعالى شدى و از اين نحو كلمات با وى گفت .
ابن ابى العوجاء گفت : اى مرد ! اگر تو از اهل كلامى بيا با هم تكلّم كنيم ، هرگاه تو اثبات حجّت كردى ما متابعت تو مىنماييم و اگر از علم كلام بهره ندارى ما با تو حرفى نداريم ، و اگر تو از اصحاب جعفر بن محمّدى ، آن حضرت با ما به اين نحو مخاطبه نمىكند و به مثل تو با ما مجادله نمىنمايد ، و به تحقيق كه شنيده است از اين كلمات بيشتر از آنچه تو شنيدى و هيچ فحش به ما نداده است و در جواب ما به هيچ وجه تعدّى ننموده ، و همانا او مردى است حليم ، با وقار ، عاقل ، محكم و ثابت كه از جاى خود بدر نرود و از طريق رفق و مدارا پا بيرون نگذارد و غضب او را سبك ننمايد ، بشنود كلام ما را و گوش دهد به تمام حجّت و دليلهاى ما تا آن كه ما هر چه دانيم بگوييم و هر حجّت كه داريم بياوريم به نحوى كه گمان كنيم بر او غلبه كرديم و حجّت او را قطع نموديم ، آن وقت شروع كند به كلام ، پس باطل كند حجّت و دليل ما را به كلام كمى و خطاب غير بلندى ملزم كند ما را به حجّت خود و عذر ما را قطع كند و ما را از ردّ جواب خود عاجز نمايد ، فان كنت من اصحابه فخاطبنا به مثل خطابه پس هرگاه تو از اصحاب آن جنابى با ما مخاطبه كن به مثل خطاب او . « 4 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 30 به نقل از الكافى ، ج 6 ، ص 39 .
( 2 ) توحيد مفضل ترجمههاى فراوانى دارد ، اين بنده ترجمه ارزشمند مرحوم علامه محمّد باقر مجلسى را تحقيق كرده است و به وسيلهء سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر شده است .
( 3 ) وى عبد الكريم بن نويرة الدهلى ( 155 ه . ) زنديق بوده است نك : امالى مرتضى ، ج 1 ، ص 88 - 89 ؛ البدء و التاريخ ، ج 1 ، ص 82 ؛ الفهرست ابن نديم ، ص 338 .
( 4 ) توحيد المفضل ، 39 ؛ بحار الأنوار ، ج 3 ، ص 57 - 58 .