تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1343

مساهمون:

ص١٣٤٣
بفرمايد : « لا لبّيك و لا سعديك » . « 1 » مؤلّف گويد كه : خوب تأمّل كن در حال حضرت صادق عليه السّلام و تعظيم و توقير او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در وقت نقل حديث از آن حضرت و بردن اسم شريف آن جناب چگونه حالش تغيير مىكرده ، با آن كه پسر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پارهء تن او است ، پس ياد بگير اين را و با نهايت تعظيم و احترام اسم مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ذكر كن و صلوات بعد از اسم مباركش بفرست و اگر اسم شريفش را در جايى نوشتى صلوات را بدون رمز و اشاره بعد از اسم مباركش بنويس ، و مانند بعضى از محرومين از سعادت به رمز ( ص ) و يا « صلّعم » و نحو آن اكتفا مكن ، بلكه بدون وضو و طهارت اسم مباركش را مگو و ننويس ، و با همهء اين‌ها باز از حضرتش معذرت بخواه كه در وظيفهء خود نسبت به آن حضرت كوتاهى نمودى و به زبان عجز و لابه بگو :
هزار مرتبه شويم دهان به مشگ و گلاب * هنوز نام تو بردن كمال بىادبى است
از ابى هارون مولى آل جعده روايت است كه گفت : من در مدينه جليس حضرت صادق عليه السّلام بودم ، پس چند روزى در مجلسش حاضر نشدم ، بعد كه خدمتش مشرّف گشتم فرمود : اى ابو هارون ! چند روز است كه تو را نمىبينم ؟ گفتم : جهتش آن بود كه پسرى براى من متولد شده بود . فرمود : بارك اللّه لك فيه چه نام نهادى او را ؟ گفتم : محمّد . حضرت چون نام محمّد شنيد صورتش را برد نزديك به زمين و مىگفت : محمّد ، محمّد ، محمّد تا آن كه نزديك شد صورتش بچسبد به زمين . پس از آن فرمود : جانم ، مادرم ، پدرم و تمامى اهل زمين فداى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باد ، پس فرمود : دشنام مده اين پسر را و مزن او را ، و بد مكن با او . و بدان كه نيست خانه‌اى
هامش
( 1 ) خصال ، باب الثلاثة ، ص 167 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 96 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1343 | الشيخ عباس القمي