تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1346

مساهمون:

ص١٣٤٦
گفت : نظرم به پينه‌اى است كه در گريبان پيراهن شما است . فرمود : بردار اين كتاب را و بخوان آن چيزى كه در او نوشته است . راوى گفت : مقابل آن حضرت يا نزديك آن حضرت كتابى بود پس آن مرد نظر افكند در آن ديد نوشته است در آن : لا ايمان لمن لا حياء له ، و لا مال لمن لا تقدير له ، و لا جديد لمن لا خلق له . يعنى : ايمان ندارد كسى كه حيا ندارد ، و مال ندارد كسى كه در معاش خود تقدير و اندازه ندارد ، و نو ندارد كسى كه كهنه ندارد . « 1 » مؤلّف گويد كه : گذشت در ذيل مواعظ و كلمات حكمت‌آميز حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كلماتى در حيا و بيانى در تقدير معيشت ، به آنجا رجوع شود .

ششم : در تسليت والد دختران از اندوه روزى ايشان است

: شيخ صدوق روايت كرده كه روزى حضرت صادق عليه السّلام پرسيد از حال يكى از اهل مجلسش كه كجا است . گفتند : عليل است ، پس حضرت به عيادت او تشريف برد و نشست نزد سر او ديد كه آن مرد نزديك به مردن است ، فرمود به او : احسن ظنّك باللّه . نيكو كن گمان خود را به خدا ، آن مرد گفت : گمانم به خدا نيك است و لكن غم من براى دخترانم است مرا ناخوش نكرد مگر غصّهء آن‌ها ، حضرت فرمود : الّذى ترجوه لتضعيف حسناتك و محو سيّئاتك فارجه لاصلاح بناتك . آن خدايى كه اميدوارى به او براى مضاعف كردن حسناتت و نابود كردن گناهانت پس اميدوار باش براى اصلاح حال دخترانت ، آيا ندانستى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : در ليلة المعراج زمانى كه گذشتم از سدرة المنتهى و رسيدم به شاخه‌هاى آن ديدم بعض ميوه‌هاى آن شاخه‌ها را كه پستان‌هاى آن‌ها آويزان است ، بيرون مىآيد از بعضى از آن‌ها شير ، و از بعض ديگر عسل ، و از بعضى روغن ، و از بعضى ديگر مانند آرد خوب سفيد ، و از بعضى جامه ، و از بعضى چيزى مانند سدر و اين‌ها پايين مىرفتند به سوى زمين ، پس من در دل خود گفتم كه اين
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 45 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1346 | الشيخ عباس القمي