تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1341

مساهمون:

ص١٣٤١
فقير گويد كه : ظاهرا اين مجلس در ايّام حجّ بوده براى آن حضرت . و بالجمله نقل نشده از احدى آنچه نقل شده از آن حضرت از علوم ، و با آن كه چهار هزار نفر از آن جناب روايت كرده‌اند و بطون كتب و اسفار دينيّه از احاديث و علوم آن حضرت مملوّ است ، هنوز عشرى از اعشار علم آن حضرت نمايان نشده ، بلكه قطره‌اى ماند كه از دريا برداشته شده ، و گفته شده كه بعضى از علماى عامّه از تلامذه و از خدّام و اتباع آن جناب بوده‌اند و از آن بزرگوار اخذ كرده‌اند . مانند ابو حنيفه ، و محمّد بن حسن ، و ابو يزيد طيفور سقّاء آن حضرت را خدمت كرده و سقايت نموده ، « 1 » و ابراهيم بن ادهم و مالك بن دينار از غلامان آن حضرت بوده‌اند . مؤلّف گويد : و شايسته باشد كه ما در اين مقام به ذكر چند حديث تبرّك جوييم :

[ ذكر چند حديث از آن حضرت ]

اوّل : ابن شهر آشوب از مسند ابو حنيفه نقل كرده كه :

حسن بن زياد گفت : شنيدم كه از ابو حنيفه سؤال كردند كه را ديدى كه از تمامى مردم فقاهتش بيشتر باشد ؟ گفت : جعفر بن محمّد ، زمانى كه منصور او را از مدينه طلبيده بود فرستاد نزد من و گفت : اى ابو حنيفه ! مردم مفتون جعفر بن محمّد شده‌اند ، مهيّا كن براى سؤال از او مسأله‌هاى مشكل و سخت خود را . پس من آماده كردم براى او چهل مسأله پس منصور مرا به نزد خود طلبيد ، و در آن وقت در حيره بود . من به سوى او رفتم ، پس چون وارد شدم به او ديدم حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در طرف راست منصور نشسته بود ، همين كه نگاهم به او افتاد هيبتى از آن جناب بر من داخل شد كه از منصور فتّاك بر من داخل نشد . پس سلام كردم به او ، اشاره كرد بنشين ، من نشستم آن وقت رو كرد به جناب صادق عليه السّلام گفت : اى ابو عبد اللّه ! اين ابو حنيفه است . فرمود : بلى مىشناسم او را ، آن‌گاه منصور رو به من كرد و گفت : بپرس از ابو عبد اللّه سؤالات خود را ، پس من
هامش
( 1 ) نك : الاربعين فخر رازى ، ص 476 ؛ طرائف ، ص 520 ؛ مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 20 ؛ شرح تجريد ، ص 249 ؛ روضات الجنات ، ج 4 ، ص 155 ؛ گوهر مراد ، ص 555 .