بر شما .
حضرت فرمود : خداوند او را رحمت كند .
عرض كرد : راشد مرد ؟
فرمود : آرى .
گفت : چه زمان ؟
فرمود : دو روز بعد از بيرون آمدن تو .
عرض كرد به خدا سوگند مرض و علّتى نداشت .
حضرت فرمود : مگر هر كه مىميرد به سبب مرض و علّت مىميرد ؟
راوى گويد : گفتم : راشد كيست ؟
فرمود : مردى از مواليان و محبّان ما بود ، پس فرمود : هرگاه چنان دانستيد كه از براى ما نيست چشمهايى كه ناظر بر شما باشد و گوشهايى كه شنوندهء آوازهاى شما باشد ، پس بد چيزى دانستهايد ، به خدا سوگند كه بر ما پوشيده نيست چيزى از اعمال شما ، پس ما را جميعا حاضر دانيد و خويشتن را عادت به خير دهيد و از اهل خير باشيد كه به آن معروف باشيد بدرستى كه من به اين مطلب امر مىكنم اولاد و شيعهء خود را . « 1 »
دوم : در حاضر شدن مرده به معجزهء آن حضرت
: قطب راوندى از ابو عيينه « 2 » روايت كرده كه گفت : در خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام بودم كه مردى داخل شد و گفت : من از اهل شامم ، دوست مىدارم شما را و بيزارى مىجويم از دشمنان شما ، و پدرى داشتم كه بنى اميّه را دوست مىداشت و با مكنت و دولت بود ، و جز من فرزندى نداشت و در رمله مسكن
پاورقی
( 1 ) الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 595 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 243 ؛ إثبات الهداة ، ج 5 ، ص 297 ؛ مدينة المعاجز ، ص 350 .
( 2 ) در بعضى منابع ، ابو عتيبة و ظاهرا آنچه در متن است صحيح است ، پاورقى الخرائج .