فصل سيّم : در معجزات حضرت امام باقر عليه السّلام است
( و اكتفا مىشود به آن به چند معجزه )
اوّل : در ذكر معجزهء آن حضرت به نقل از ابى بصير
: قطب راوندى روايت كرده از ابو بصير كه گفت : با حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام داخل مسجد شديم و مردم داخل مسجد مىشدند و بيرون مىآمدند ، حضرت به من فرمود : بپرس از مردم كه آيا مىبينند مرا .
پس هر كه را كه ديدم پرسيدم كه ابو جعفر عليه السّلام را ديدى ؟ مىگفت نه ، در حالى كه حضرت آنجا ايستاده بود تا آن كه ابو هارون مكفوف « 1 » ( يعنى نابينا ) داخل شد ، حضرت فرمود : از اين بپرس ، از او پرسيدم كه آيا ابو جعفر را ديدى ؟
گفت : آيا آن حضرت نيست كه ايستاده است ؟
گفتم : از كجا دانستى ؟
گفت : چگونه ندانم و حال آن كه آن حضرت نورى است درخشنده .
و نيز ابو بصير گفته كه : از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم كه به مردى از اهل افريقيّه فرمود ، حالت راشد چگونه است ؟
عرض كرد : وقتى كه من بيرون آمدم از وطن زنده و تندرست بود و سلام فرستاد
هامش
( 1 ) ترجمه موسى بن ابى عمير يا موسى بن عمير : ابو هارون المكفوف در معجم رجال الحديث ، ج 19 ، 20 و ج 22 ، ص 72 آمده است .