دشوار و سنگين بود مىفرمود : بسم اللّه و خود با ايشان به آن كار اشتغال مىورزيد و اگر آن مهم سبك و هموار بود از ايشان بر كنار مىشد . « 1 »
هفتم : در عطاى آن حضرت است
: شيخ مفيد از حسن بن كثير روايت كرده كه گفت : شكايت كردم به حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام از حاجت خويشتن و جفاى اخوان .
فقال : بئس الاخ اخ يرعاك غنيّا و يقطعك فقيرا .
يعنى : نكوهيده برادرى است آن برادر كه در زمان توانگرى و غناى تو با تو به دوستى و معاشرت باشد و در حالت فقر و فاقه قطع رشتهء مودّت و آشنايى كند .
آنگاه غلام خويش را فرمان كرد تا كيسهاى كه هفت صد درهم داشت بياورد .
فقال عليه السّلام : استنفق هذه ، فاذا نفدت فأعلمنى . « 2 »
و به روايتى استعن بهذه على القوت ، فاذا فرغت فاعلمنى ، يعنى اين جمله را در مخارج خويش به كار بر ، و چون به مصرف رسانيدى مرا آگاه كن .
هشتم : در حلم و حسن خلق آن حضرت است
: شيخ طوسى از محمّد بن سليمان از پدر خود روايت كرده كه گفت : مردى از اهل شام به خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام رفت و آمدى داشتى و مركزش در مدينه بود ، امّا در مجلس محترم امام عليه السّلام فراوان مىآمد و عرض مىكرد : همانا محبّت و دوستى من با تو مرا به اين حضرت نمىآورد و نمىگويم كه در روى زمين كسى هست كه از شما اهل بيت نزد من مبغوضتر و دشمنتر باشد ، و مىدانم كه طاعت يزدان و طاعت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و طاعت امير المؤمنين عليه السّلام عداوت ورزيدن با شما است ، لكن تو را مردى فصيح اللّسان و داراى فنون و فضايل و آداب
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 142 .
( 2 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 166 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 287 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 207 .