است . و به همين نحو جواب كاغذ او را نگذشت و او را در غيابت جبّ مهانت گذاشت . « 1 »
چهارم : [ شركت در تشييع جنازه ]
از زراره روايت شده كه گفت : حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام در جنازهء مردى از قريش حاضر شد و من در خدمتش بودم ، و در آن جماعت عطا - كه مفتى مكّه بود - حضور داشت ، در اين حال ناله و فرياد از زنى بلند گشت .
عطا با او گفت : يا خاموش باش يا ما باز مىشويم و آن زن خاموش نشد ، پس عطا بازگشت .
من به حضرت ابى جعفر عليه السّلام عرض كردم : عطا بازگشت .
فرمود : از چه روى ؟
عرض كردم : اين زن صارخه كه فرياد بركشيد عطا با او گفت يا ناله و زارى و فرياد و بىقرارى مكن ، يا ما بازمىگرديم و آن زن از آن ناله و صراخ بر كنار نشد لاجرم عطا بازگرديد .
فرمود : با ما باش همراه جنازه برويم پس اگر ما وقتى چيزى از باطل را با حقّ نگران شويم و حقّ را به سبب آن باطل فروگذار بنماييم حقّ مسلم را ادا نكرده باشيم . ( يعنى تشييع جنازهء اين مرد مسلم كه حقّ او است به سبب صراخ صارخه فرو گذاشت نمىشود ) .
زراره مىگويد : چون از اداء نماز بر ميّت فراغت يافتند ولىّ او به ابى جعفر عليه السّلام عرض كرد : مأجورا ، مراجعت فرماى خدايت رحمت كناد ، چه تو قادر نيستى كه پياده راه بسيارى ، آن حضرت قبول اين مسئول نفرمود .
عرض كردم : اين مرد اجازت داد مراجعت فرمايى و مرا نيز حاجتى است كه همىخواهم از تو پرسش كنم .
فرمود : برو به نيّت خود همانا ما به اذن اين شخص نيامدهايم و به اجازت او نيز
هامش
( 1 ) فوائد الرضويه ، ص 609 - 610 ؛ مستدرك ، ج 3 ، ص 465 چاپ قديم .