تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1206

مساهمون:

ص١٢٠٦
و يحيى بن الحسين ذو الدّمعة همان است كه در سنهء دويست و هفت يا دويست و نه در بغداد وفات كرد و مأمون بر وى نماز گزاشت . و از جملهء اعقاب حسين ذو الدّمعة ، يحيى بن عمر است كه در ايّام مستعين باللّه خليفهء دوازده عبّاسى به قتل رسيد .

ذكر قتل يحيى بن عمر بن يحيى بن حسين بن زيد شهيد و ذكر بعض اعقاب او

: يحيى بن عمر مكنّى به ابو الحسين ، و مادرش امّ الحسن دختر حسين بن عبد اللّه بن اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر طيّار رحمه اللّه است ، در ايّام متوكّل در خراسان خروج كرد ، او را مأخوذ داشتند و به نزد متوكّل بردند ، متوكل امر كرد تا او را تازيانه‌اى چند بزدند و در محبس فتح بن خاقان افكندند و مدّتى محبوس بماند تا او را رها كردند . پس به جانب بغداد رفت و مدّتى در بغداد بماند آن‌گاه به جانب كوفه كوچ كرد . و در ايّام خلافت مستعين خروج كرد ، و گاهى كه ارادهء خروج كرد ابتدا نمود به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام و با جماعت زوّار ارادهء خود را بگفت ، جماعتى از ايشان با وى هم داستان شدند و به قريهء شاهى آمدند و در آنجا بماندند تا شب داخل شد ، آن‌گاه به كوفه رفتند . اصحاب او مردم كوفه را به بيعت او دعوت كردند و پيوسته ندا در دادند كه ايّها النّاس ! اجيبوا داعى اللّه . خلق كثيرى در بيعت او داخل شدند ، چون روز ديگر بشد آنچه اموال در بيت المال كوفه بود يحيى بگرفت و در ميان مردم پخش كرد و پيوسته در ميان ايشان به عدل و داد رفتار مىنمود و مردم كوفه از جان و دل او را دوست مىداشتند . عبد اللّه بن محمود كه از جانب خليفه در كوفه بود لشكر خود را جمع كرد و به جنگ يحيى بيرون شد ، يحيى يك تنه بر او حمله نمود و ضربتى بر صورتش زده و او را با لشكرش هزيمت داد . و يحيى مردى قوى و شجاع و دلير بود .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1206 | الشيخ عباس القمي