تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1197

مساهمون:

ص١١٩٧
حضرت فرمود : از عموى من زيد خبر داريد ؟ گفتيم : اگر براى شما از كوفه خبرى رسيد مرا اطّلاع دهيد . پس گفتند : چند روزى نگذشت نامه‌اى از كوفه آمد كه زيد روز چهارشنبه غرّهء صفر خروج كرد و روز جمعه به درجهء رفيعهء شهادت رسيد و كشته شد با او فلان و فلان ، پس ما به خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيديم و كاغذ را به آن حضرت داديم ، چون آن نامه را قرائت نمود گريست و فرمود : انّا للّه و انّا اليه راجعون ، از خدا مىطلبم مزد مصيبت عمويم زيد را ، همانا زيد نيكو عمويى بود و از براى دنيا و آخرت ما نافع بود و به خدا قسم كه عمويم شهيد از دنيا رفت مانند شهدايى كه در خدمت حضرت رسول و على و حسن و حسين عليهم السّلام شهيد گشتند . « 1 » شيخ مفيد ( ره ) فرموده كه : چون خبر شهادت زيد به حضرت صادق عليه السّلام رسيد ، سخت غمگين و محزون گشت به حدى كه آثار حزن بر آن حضرت ظاهر شد و هزار دينار از مال خود عطا كرد كه قسمت كنند در ميان عيالات آن كسانى كه در يارى زيد شهيد گشته بودند كه از جملهء آن‌ها بود عيال عبد اللّه بن زبير برادر فضيل بن زبير رسّانى كه چهار دينار به او رسيد . و شهادت او در روز دوّم صفر سال صد و بيستم واقع شد و مدّت عمرش چهل و دو سال بوده . « 2 »

ذكر اولاد زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام و مقتل يحيى بن زيد :

همانا اولاد زيد به قول صاحب عمدة الطّالب چهار پسر بود و دختر نداشت . و پسران او يحيى و حسين و عيسى و محمّد است . اما يحيى در اوايل سلطنت وليد بن يزيد بن عبد الملك خروج كرد به جهت نهى از منكر و دفع ظلم شايعهء امويّه و در پايان كار كشته گشت . و كيفيّت مقتل او به نحو اختصار چنين است :
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، باب 25 ، ج 1 ، ح 6 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 175 . ( 2 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 173 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 187 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 263 .