تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1125

مساهمون:

ص١١٢٥
فلا تطلب الدّنيا فانّ طلابها * و ان نلت منها غبّها لك ضائر
پس بشتاب و سرعت كن و در حذر باش از دنيا و نيرنگ‌هاى آن ، و آن دام‌ها كه براى فريب دادن تو گسترده ، و آن آرايشى كه از زينت‌ها بر خود نموده ، و آن نمايشى كه از فتنه‌ها بر خود داده ، و كافى است كمتر از آنچه ديده‌اى از فجايع و مصيبات دنيا تو را براى خواندن به ترك دنيا ، و امر كردن به زهد در آن ، پس به جدّ و جهد بكوش و به غفلت مباش چه زندگى تو زايل و تو به سراى مرگ شتابنده و صائرى . و هيچ در طلب دنيا مباش و اين رنج بر خود مسپار چه در طلب خويش گر چند به مقصود هم نايل گردى در پايان آن ضرر بينى : كم غرّت من مخلد اليها ، و صرعت من مكبّ عليها ، فلم تنعشه من صرعته ، و لم تقله من عثرته ، و لم تداوه من سقمه ، و لم تشفه من ألمه .
بلى اوردته بعد عزّ و منعة * موارد سوء ما لهنّ مصادر فلمّا راى ان لا نجاة و انّه * هو الموت لا ينجيه منه الموازر تندّم لو يغنيه طول ندامة * عليه و ابكته الذّنوب الكبائر
چه بسيار كسان كه به سبب ميل و رغبت به اين سراى سراسر آفت ، مغرور و فريفته شدند ، و چه بسيار مردمان كه به سبب روى افكندن بر آن بيفتادند و هيچ برنخاستند ، و از آن لغزيدن استقامت نيافتند ، و از آن مرض دوا نديدند ، و از آن درد و الم شفا نجستند . بلكه اين دنياى غدّارهء فجّاعه از در مكر و نيرنگ در آمد و ايشان را از آن پس كه عزيز بودند و به كثرت قوم و عشيرت و طايفه و قبيله نيرومند شدند به موارد سوء و آبگاهى ناخوش در آورد در حالتى كه هيچ مقام بازگشتى براى ايشان نبود و چون ديدند كه براى خود رستگارى و نجات نيست و مرگ او را دريافته و از هيچ موازر و معاونى راه نجات به دست نشود در تهيّهء غم و اندوه و حسرت در افتاد ، ليكن چه سود كه از آن طول حسرت و ندامت فايده نيافت و جز آن كه معاصى كبيره‌اش به گريه و زارى در آورد حاصلى نماند : بكى على ما أسلف من خطاياه ، و تحسّر على ما خلّف من دنياه ، حيث لا ينفعه
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1125 | الشيخ عباس القمي