تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣
خانه‌هايشان و راند ايشان را به سوى مرگ تقديرات و بگذشتند از دنيا و بگذاشتند آنچه را كه از آن جمع كرده بودند و در زير خاك گور پنهان شدند . كم اخترمت أيدى المنون ، من قرون بعد قرون ، و كم غيرت الأرض ببلائها ، و غيّبت فى ثراها ، ممّن عاشرت من صنوف النّاس ، و شيّعتهم الى الأرماس .
و أنت على الدّنيا مكبّ منافس * لخطّابها فيها حريص مكاثر على خطر تمسى و تصبح لاهيا * أ تدرى بما ذا لو عقلت مخاطر و انّ امرا يسعى لدنياه جاهدا * و يذهل عن اخراه لا شكّ خاسر
چه بسيار ! دست و چنگال مرگ ، مستأصل و تباه ساخته اشخاص عصرهاى گذشتهء هر قرنى از پى قرنى ، و چه بسيار ! تغيير داده است زمين به كهنه كردن و پنهان كرده است در خاك خود از اشخاصى كه با آن‌ها معاشر بودى از اقسام مردمان ، و مشايعت كردى ايشان را تا گورستان و با اين كه اين جمله را در چنگال بلا و خاك گور نگران شدى ، هيچ از دنيا پند نگرفتى ؟ و به ديدهء عبرت نرفتى ؟ هم چنان بر دنيا و كار دنيا مايل و راغب و به اين عروس نازيبا كه هزاران هزار داماد را در هر گوشه به خاك و خون ناشاد ساخته به حرص كار كنى و به تكاثر تفاخر خواهى و با اين كه در معرض هزاران بليّت و خطر هستى به لهو و لعب غفلت و غرور روز به شب همىرسانى ! آيا هيچ مىدانى كه به چه خطرها اگر تعقّل كنى دچارى ؟ و بدرستى كه هر مردى از پى دنيا سعى و كوشش و جهد و جنبش نمايد و از تدارك سراى جاويد غافل بماند بدون شكّ و شبهت گرفتار بسى زيان و خسارت است : انظرى الى الامم الماضية ، و القرون الفانية ، و الملوك العاتية ، كيف انتسفتهم الايّام فافناهم الحمام ، فامتحت من الدّنيا آثارههم ، و بقيت فيها أخبارهم .
و اضحوا رميما فى التّراب و اقفرت * مجالس منهم عطلت و مقاصر و حلّوا بدار لا تزاور بينهم * و انّى لسكّان القبور التّزاور فما إن ترى الّا جثى قد ثروا بها * مسنّمة تسفى عليها الاعاصر