و « فناء » در لغت به معنى فضاى در خانه است ، يعنى بندهء تو ، و مسكين تو ، و محتاج تو بر درگاه تو ، منتظر رحمت تو است و چشم عفو و احسان از تو دارد .
و هر كس اين كلمات را از روى اخلاص بگويد البتّه اثر مىكند و هر حاجت كه دارد بر مىآيد . انتهى . « 1 »
و بالجمله آنچه در باب عبادات آن حضرت نقل شده غير آنچه ذكر شد زياده از اين است كه در اين مختصر نقل شود من اكتفا مىكنم از آنها به يك خبر :
قطب راوندى و ديگران روايت كردهاند از حمّاد بن حبيب كوفى كه گفت : سالى به آهنگ حجّ بيرون شديم ، همين كه از زباله ( كه نام منزلى است ) « 2 » كوچ كرديم ، بادى سياه و تاريك وزيدن گرفت به طورى كه قافله را از هم متفرّق و پراكنده ساخت و من در آن بيابان متحيّر و سرگردان ماندم ، پس خود را رسانيدم به يك وادى خالى از آب و گياه و تاريكى شب مرا فرا گرفت ، پس من خود را بر درختى جاى دادم ، چون تاريكى دنيا را فرا گرفت جوانى را ديدم رو كرد با جامههاى سفيد و بوى مشك از او مىوزيد ، با خود گفتم : اين شخص بايد يكى از اولياء اللّه باشد ، پس ترسيدم هرگاه ملتفت من بشود به جاى ديگر رود ، پس چندان كه مىتوانستم خود را پوشيده داشتم ، پس آن جوان مهيّاى نماز شد و ايستاد و گفت :
يا من حاز كلّ شىء ملكوتا ، و قهر كلّ شىء جبروتا ، صلّ على محمّد و آل محمّد ، و اولج قلبى فرح الاقبال عليك « 3 » ، و الحقنى بميدان المطيعين لك .
پس در نماز شد ، چون ديدم كه اعضاء و اركان او آمادهء نماز گرديد و حركات او سكون گرفت برخاستم و به آن مكان كه مهيّاى نماز شد شدم ، ديدم چشمهء آبى
هامش
( 1 ) حديقة الشيعة ، ج 2 ، ص 693 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 393 ؛ الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 143 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 235 ؛ تذكرة الخواص ، ص 297 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 75 ، فصول المهمة ، ص 201 و 202 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 48 .
( 2 ) نام منزلى است در راه مكه از كوفه . نك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 129 .
( 3 ) در بعضى نسخ : إليك .