تسبيح و استغفار . و از براى آن حضرت خريطهاى بود كه در آن تربت مقدّسهء حضرت امام حسين عليه السّلام نهاده بود گاهى كه مىخواست سجده كند بر آن تربت سجده مىكرد .
[ حال وضوء ]
و در عين الحياة است كه : « صاحب كتاب حلية الأولياء روايت نموده كه : چون حضرت امام زين العابدين عليه السّلام از وضو فارغ مىشدند و ارادهء نماز مىفرمودند رعشه در بدن و لرزه بر اعضاى آن حضرت مستولى مىشد ، چون سؤال مىنمودند مىفرمود كه : واى بر شما ! مگر نمىدانيد كه به خدمت چه خداوندى مىايستم و با چه عظيم الشّأنى مىخواهم مناجات كنم » . « 1 »
در هنگام وضو نيز اين حالت را از آن حضرت نقل كردهاند . « 2 »
[ پينه بستن پيشانى و رنگ زرد آن حضرت ]
روايتى وارد شده كه : فاطمه دختر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روزى جابر بن عبد اللّه انصارى رضى اللّه عنه را طلبيد و گفت : تو از صحابهء كبار حضرت رسولى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و ما اهل بيت را حقّ بر تو بسيار است ، و از بقيّهء اهل بيت رسالت همين على بن الحسين عليه السّلام مانده و او بر خود جور مىنمايد در عبادت الهى پيشانى و زانوها و كفهاى او از بسيارى عبادت پينه كرده و مجروح گشته و بدن او نحيف شده و كاهيده ، از او التماس نما كه شايد پارهاى تخفيف دهد .
چون جابر به خدمت آن جناب رسيد ديد كه در محراب نشسته و عبادت بدن شريفش را كهنه و نحيف گردانيده ، و حضرت جابر را اكرام فرمود و در پهلوى خويش تكليف نمود و با صداى بسيار ضعيف . احوال او پرسيد .
پس جابر گفت : يا بن رسول اللّه ! خداوند عالميان بهشت را براى شما و دوستان شما خلق كرده و جهنّم را براى دشمنان و مخالفان شما آفريده ، پس چرا اين قدر بر خود تعب مىفرمايى ؟
هامش
( 1 ) سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 38 ؛ صفة الصفوة ، ج 2 ، ص 52 ؛ العقد الفريد ، ج 3 ، ص 103 ؛ حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 132 .
( 2 ) نك : اتحاف بحب الاشراف ، ص 49 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 238 ؛ اخبار الدول ، ص 109 .