فصل دوّم : در مكارم اخلاق امام زين العابدين عليه السّلام است و در آن چند خبر است :
اوّل - در كظم غيظ آن حضرت است .
شيخ مفيد و غيره روايت كردهاند كه : مردى از اهل بيت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام نزد آن حضرت آمد و به آن جناب ناسزا و دشنام گفت ، حضرت در جواب او چيزى نفرمود ، پس چون آن مرد برفت با اهل مجلس خود ، فرمود كه :
شنيديد آنچه را كه اين شخص گفت ؟ الحال دوست دارم كه با من بياييد برويم نزد او تا بشنويد جواب مرا از دشنام او .
گفتند : مىآييم و ما دوست مىداشتيم كه جواب او را مىدادى ، پس حضرت نعلين خود را بر گرفت و حركت فرمود و مىخواند :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
. « 1 »
راوى گفت : از خواندن آن حضرت اين آيهء شريفه را دانستيم كه بد به او نخواهد گفت ، پس آمد تا منزل آن مرد و صدا زد او را و فرمود : به او بگوييد كه علىّ بن الحسين است . چون آن شخص شنيد كه آن حضرت آمده است ، بيرون آمد مهيّا براى شرّ ، و شك نداشت كه آمدن آن حضرت براى آن است كه مكافات كند بعض جسارتهاى او را .
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 134 .