تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1096

مساهمون:

ص١٠٩٦
مؤلّف گويد كه : اهل لغت گفته‌اند : ثفنه واحد ثفنات البعير است ، يعنى آنچه بر زمين برسد از شتر چون بخسبد و غليظ شود و پينه بندد ، مانند زانوها و غير آن . و از اين معلوم مىشود كه پيشانى و دو كف دست و زانوهاى مبارك آن حضرت از كثرت سجده پينه مىبسته و مثل ثفنهء شتر نمودار مىگشته است ، در هر سال دو بار آن‌ها را قطع مىكردند ديگر باره به هم مىرسيد . ايضا روايت كرده است كه چون زهرى حديثى از حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام نقل مىكرد و مىگفت : خبر داد مرا زين العابدين علىّ بن الحسين عليهما السّلام ، سفيان بن عيينه پرسيد كه چرا آن حضرت را زين العابدين مىگويى ؟ گفت : براى آن كه شنيده‌ام از سعيد بن المسيّب كه روايت كرد از ابن عبّاس كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : در روز قيامت منادى ندا كند كجا است زين العابدين ؟ پس گويا مىبينم كه فرزندم علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام در آن هنگام با تمام وقار و سكون ، صفوف اهل محشر را بشكافد و بيايد . « 1 » و در كشف الغمّه است كه : سبب ملقّب شدن آن حضرت به لقب « زين العابدين » آن است كه : شبى آن جناب در محراب عبادت به تهجّد ايستاده بود ، پس شيطان به صورت مار عظيمى ظاهر شد كه آن حضرت را از عبادت خود مشغول گرداند ، حضرت به او ملتفت نشد . پس آمد و ابهام پاى آن حضرت را در دهان گرفت و گزيد به نحوى كه آن حضرت را متألم نمود و باز متوجّه او نگرديد ، پس چون فارغ شد از نماز خود دانست كه او شيطان است ، او را سبّ كرد و لطمه زد و فرمود كه : دور شو اى ملعون ، و باز متوجّه عبادت خود شد پس شنيده شد صداى هاتفى كه سه مرتبه او را ندا كرد : انت زين العابدين ، « تويى زينت عبادت كنندگان » ، پس از اين لقب ظاهر شد در ميان مردم و مشهور گشت . « 2 »
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ص 230 ، ج 46 ، ص 2 ؛ ناسخ التواريخ ، حضرت سجاد عليه السّلام ، ج 1 ، ص 23 ؛ جلاء العيون ، ص 834 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 2 ؛ العوالم - امام سجاد عليه السّلام - ، ص 16 . ( 2 ) كشف الغمه ، ج 2 ، ص 286 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 5 ، ح 6 ؛ ناسخ ، ج 1 ، ص 23 ؛ جلاء العيون ، 835 ، التتمة فى تواريخ الائمه عليهم السّلام ، ص 83 ؛ العوالم ، ص 17 .