سه ماه بعد از شهادت جناب سيّد الشّهداء - عليه آلاف التّحية و الثّناء - مشاهده مىكردند در وقت طلوع آفتاب تا آفتاب بالا مىآمد ديوارها را كه گويا خون به آن ماليدهاند . « 1 »
و از اين قبيل در كتب معتبره بسيار است .
و فاضل اديب اريب ، جناب اعتماد السّلطنة در كتاب حجّة السّعادة فى حجّة الشّهادة بيان كرده كه : سال شهادت سيّد مظلوم كه سنهء شصت و يكم باشد كليه روى زمين از حالت وقفه و سكون بيرون و در انقلاب و اضطراب بوده ، و روى صفحهء ممالك اروپا و آسيا يا به غازهء خونريزى گلگون و يا لا محاله جملهء جوارحش بىقرار و بىسكون بوده و رشتهء سلم و صلاح مردمان گسيخته و ما بين ايشان غبار فتنه و شورش بر انگيخته بوده است . و مبناى آن كتاب تواريخ عتيقهء دنيا است كه به السنهء مختلفه و لغات شتّى بوده به زبان فارسى در آورده و در آن كتاب جمع نموده ، هر كه خواهد مطلع شود به آن كتاب رجوع نمايد . « 2 »
و بس است در اين مقام آنچه مشاهده مىشود از بقاياى آثار تعزيهدارى آن مظلوم تا روز قيامت كه سال به سال تجديد مىشود و آثار او محو نشود و از خاطرها نرود چنان كه در اخبار اهل بيت عليهم السّلام به اين مطلب اشاره شده ، و عقيلهء خدر رسالت و رضيعهء ثدى نبوّت ، زينب كبرى عليها السّلام در خطبهاى كه در مجلس يزيد لعين انشا فرموده مىفرمايد :
فكد كيدك ، واسع سعيك ، و ناصب جهدك ، فو اللّه لا تمحو ذكرنا ، و لا تميت وحينا . « 3 »
فرموده به يزيد : هر چند توانى كيد و مكر خود را بكن و هر سعى كه خواهى به عمل آور ، و در عداوت ما كوشش خود را فرو مگذار ، و با اين همه به خدا سوگند كه ذكر ما نتوانى محو كرد و وحى ما نتوانى مىراند .
هامش
( 1 ) الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 90 .
( 2 ) كتاب حجة السعادة ، ص 1 و 2 ( ديباجه ) .
( 3 ) نك : الاحتجاج ، ج 2 ، ص 124 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 157 .