انّكم اقمتم الصّلاة ، و آتيتم الزّكاة ، و امرتم بالمعروف ، و نهيتم عن المنكر ، و جاهدتم الملحدين ، و عبدتم اللّه حتى اتاكم اليقين .
پس گفت : سوگند به آن كه برانگيخت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به نبوّت حقّه كه ما شركت كرديم شما را در آنچه داخل شديد در آن .
عطيّه گفت ، به جابر گفتم : چگونه ما با ايشان شركت كرديم و حال آن كه فرود نيامديم ما واديى را ، و بالا نرفتيم كوهى را ، و شمشيرى نزديم و امّا اين گروه پس جدايى افتاده ما بين سر و بدنشان و اولادشان يتيم و زنانشان بيوه گشته ؟
جابر گفت : اى عطيّه ! شنيدم ، از حبيب خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مىفرمود :
هر كه دوست دارد گروهى را ، با ايشان محشور شود . و هر كه دوست داشته باشد عمل قومى را شريك شود در عمل ايشان ، پس قسم به خداوندى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به راستى برانگيخته كه نيّت من و اصحابم بر آن چيزى است كه گذشته بر او حضرت حسين عليه السّلام و ياورانش .
پس جابر گفت : ببريد مرا به سوى خانههاى كوفه .
پس چون پارهاى راه رفتيم به من گفت : اى عطيّه ! آيا وصيّت كنم تو را و گمان ندارم كه برخورم تو را پس از اين سفر ، و آن وصيّت اين است كه دوست دار دوست آل محمّد را مادامىكه ايشان را دوست دارد ، و دشمن دار دشمن آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تا چندى كه دشمن است با ايشان اگر چه روزهدار و نمازگزار باشند ، و مدارا كن با دوست آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اگر چه بلغزد از ايشان پايى از بسيارى گناهان و استوار و ثابت بماند پاى ديگر ايشان از راه دوستى ايشان ، همانا دوست ايشان بازگشت نمايد به بهشت و دشمن ايشان بازگردد به دوزخ . « 1 »
تذييل : از توصيف جابر حضرت امام حسين عليه السّلام را به خامس اصحاب كساء ، معلوم مىشود كه اين لقب از القاب معروفهء آن حضرت بوده .
و حديث اجتماع خمسهء طيبه عليهم السّلام تحت كساء از احاديث متواتره است كه
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 68 ، ص 130 ، به نقل از بشارة المصطفى ، ص 74 و 75 .