فصل پنجم : در بيان مكتوب ابن زياد در شرح شهادت امام حسين عليه السّلام به يزيد بن معاويه و عمرو بن سعيد حاكم مدينه
[ نامه عبيد اللّه زياد به يزيد ]
عبيد اللّه زياد چون از قتل و اسر و نهب بپرداخت ، و اهل بيت را محبوس داشت ، نامه به يزيد نوشت و صورت حال را در آن درج نمود و رخصت خواست كه با سرهاى بريده و اسراى مصيبتديده چه عمل آورد ؟ و مكتوبى ديگر به امير مدينه عمرو بن سعيد بن العاص رقم كرد و شرح اين واقعهء جانسوز را در قلم آورد ، و شيخ مفيد متعرض مكتوب يزيد نشده بلكه فرموده :
بعد از آن كه سر مقدّس حضرت را در كوچههاى كوفه بگردانيدند ، ابن زياد او را با سرهاى سايرين به همراهى زحر بن قيس براى يزيد فرستاد . « 1 »
بالجمله ، پس از آن عبد الملك سلمى را به جانب مدينه فرستاد و گفت : به سرعت طىّ مسافت كن و عمرو بن سعيد را به قتل حسين بشارت ده .
عبد الملك گفت كه : من به راحلهء خود سوار شدم و به جانب مدينه شتاب كردم در نواحى مدينه مردى از قبيلهء قريش مرا ديدار كرد و گفت : چنين شتاب زده از كجا مىرسى ؟ و چه خبر مىرسانى ؟
گفتم : خبر در نزد امير است . خواهى شنيد آن را .
آن مرد گفت : انّا للّه و انّا اليه راجعون به خدا قسم كه حسين عليه السّلام كشته گشته .
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 118 .