تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦

فصل چهارم : در بيان ورود اهل بيت عليهم السّلام به مجلس ابن زياد ملعون

[ سر آن حضرت در مجلس ابن زياد ]

عبيد اللّه زياد چون از ورود اهل بيت به كوفه آگه شد ، مردم كوفه را از خاصّ و عامّ اذن عامّ داد لا جرم مجلس او از حاضر و بادى « 1 » انجمن و آكنده شد ، آن‌گاه امر كرد تا سر حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام را حاضر مجلس كنند ، پس آن سر مقدّس را به نزد او گذاشتند ، از ديدن آن سر مقدّس سخت شاد شد و تبسّم نمود ، و او را قضيبى در دست بود كه بعضى آن را چوبى گفته‌اند و جمعى تيغى رقيق دانسته‌اند ، و سر آن قضيب « 2 » را به دندان ثناياى « 3 » جناب امام حسين عليه السّلام مىزد و مىگفت : حسين را دندانهاى نيكو بوده . زيد بن ارقم كه از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده در اين وقت پير مردى گشته در مجلس آن ميشوم حاضر بود ، چون اين بديد گفت : اى پسر زياد ! قضيب خود را از اين لب‌هاى مبارك بردار ، سوگند به خداوندى كه جز او خداوندى نيست كه من
هامش
( 1 ) بادى : صحرانشين . حاضر : مجاور . ( 2 ) و شايد همين قضيب بوده كه از بابت تجسّم اعمال به صورت مار بر زخمى شده كه در جمله‌اى از كتب علماى تاريخ نقل شده كه در زمان مختار سر نحس اين كافر را كه در ميان سر قتله بود و بر زمين انداخته بودند و مردم تماشا مىنمودند كه مارى در سوراخ بينى و دهان او داخل مىشود و بيرون مىآيد و مردم مىگفتند : قد جاءت قد جاءت يعنى مار بازآمد . و اين عمل مكرّر واقع شد و از تاريخ طبرى مستفاد مىشود كه ابن زياد ملعون يك ساعت آن قضيب را به دندانهاى نازنين آن حضرت مىزد مكرّر و متوالى مثل باران كه بر زمين مىبارد . مؤلّف رحمه اللّه . ( 3 ) ثنايا : دندان‌هاى پيشين دهان .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 946 | الشيخ عباس القمي