تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
فرمايى تقديم خدمت نماييم ، و حرب كنيم با هر كه ساختهء حرب تو است ، و از در صلح بيرون شويم با هر كه با تو در طريق صلح و سازش است تا گاهى كه يزيد را مأخوذ داريم و خون خواهى كنيم از آنان كه با تو ظلم كردند و بر ما ستم نمودند . حضرت فرمود : هيهات هيهات ! اى غدّاران « 1 » حيلت اندوز ، « 2 » كه جز خدعه و مكر خصلتى به دست نكرديد . ديگر من فريب شماها را نمىخورم مگر باز اراده كرده‌ايد كه با من روا داريد آنچه با پدران من به جا آورديد ؟ حاشا و كلّا « 3 » به خدا قسم هنوز جراحاتى كه از شهادت پدرم در جگر و دل ما ظاهر گشته بهبودى پيدا نكرده ! چه آن كه ديروز بود كه پدرم با اهل بيت شهيد گشتند . و هنوز مصايب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پدرم و برادرانم مرا فراموش نگشته ، و حزن و اندوه بر ايشان در حلق من كاوش مىكند و تلخى آن در دهانم و سينه‌ام فرسايش مىنمايد ، و غصّهء آن در راه سينهء من جريان مىكند ، من از شما همىخواهم كه نه با ما باشيد و نه بر ما ، و فرمود :
لا غرو إن قتل الحسين فشيخه * قد كان خيرا من حسين و أكراما فلا تفرحوا يا اهل كوفانى بالّذى * اصيب حسين كان ذلك أعظما قتيل بشطّ النّهر روحى فداؤه * جزاء الّذى أراده ، نار جهنّما « 4 »
ثمّ قال
رضينا منكم رأسا برأس ، * فلا يوم لنا و لا يوم علينا .
هامش
( 1 ) غداران ، جمع غادر پيمان‌شكن . ( 2 ) حيلت اندوز نيرنگ باز . ( 3 ) اين دو كلمه در مقام انكار گفته مىشود : يعنى چنين نيست . ( 4 ) الملهوف ، ص 192 - 200 ، مثير الاحزان ، ص 89 ؛ الاحتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 117 - 119 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 112 .