تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
بگرييد و كم بخنديد ، چه آن كه ساحت خود را به عيب و عار ابدى آلايش داديد كه لوث آن به هيچ آبى هرگز شسته نگردد و چگونه توانيد شست ؟ و با چه تلافى خواهيد كرد كشتن جگرگوشهء خاتم پيغمبران ، و سيّد جوانان اهل بهشت ، و پناه نيكوان شما ، و مفرغ بليّات شما ، و علامت مناهج « 1 » شما و روشن كنندهء محجّهء شما ، و زعيم ، و متكلّم حجج شما كه در هر حادثه به او پناه مىبرديد و دين و شريعت را از او مىآموختيد . آگاه باشيد كه بزرگ وزرى « 2 » براى حشر خود ذخيره نهاديد ، پس هلاكت از براى شما باد و در عذاب به روى در افتيد و از سعى و كوشش خود نوميد شويد و دست‌هاى شما بريده باد و پيمان شما مورث خسران « 3 » و زيان باد ، همانا به غضب خدا بازگشت نموديد و ذلّت و مسكنت بر شما احاطه كرد . واى بر شما آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شكافتيد ؟ و چه خونى از او ريختيد ؟ و چه پردگيان عصمت او را از پرده بيرون افكنديد ؟ ، امرى فظيع و داهيهء عجيب به جا آورديد كه نزديك است آسمان‌ها از آن بشكافد و زمين پاره شود و كوه‌ها پاره گردد و اين كار قبيح و ناستودهء شما زمين و آسمان را گرفت ، آيا تعجّب كرديد كه از آثار اين كارها از آسمان خون باريد ؟ آنچه در آخرت بر شما ظاهر خواهد گرديد از آثار آن عظيم‌تر و رسواتر خواهد بود ، پس بدين مهلت كه يافتيد خوشدل و مغرور نباشيد چه خداوند به مكافات عجلت نكند ، و بيم ندارد كه هنگام انتقام بگذرد و خداوند در كمين‌گاه گناهكاران است . راوى گفت : پس آن مخدّره ساكت گرديد و من نگريستم كه مردم كوفه از استماع اين كلمات در حيرت شده بودند و مىگريستند و دستها به دندان مىگزيدند . و پير مردى را همىديدم كه اشك چشمش بر روى و مو مىدويد و مىگفت :
هامش
( 1 ) مناهج ، جمع منهج ، راه روشن و واضح و علامت منهج كنايه از هادى و راهنما است . ( 2 ) وزر : گناه . ( 3 ) مورث : موجب ، سبب . خسران : زيان .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 942 | الشيخ عباس القمي