تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
برادر جان يكى سر بر كن از خواب و تماشا كن * كه زينب بىتو چون در ذكر يا رب يا رب است امشب جهان پرانقلاب و من غريب اين دشت پروحشت * تو در خواب خوش و بيمار در تاب و تب است امشب سرت مهمان خولى و تنت با ساربان همدم * مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب صبا از من به زهرا گو بيا شام غريبان بين * كه گريان ديدهء دشمن به حال زينب است امشب « 1 »
و محتشم رحمه اللّه « 2 » گفته :
كاى بانوى بهشت بيا حال ما ببين * ما را به صد هزار بلا مبتلا ببين بنگر به حال زار جوانان هاشمى * مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين

[ تقسيم سرهاى شهدا ]

بالجمله ، چون عمر سعد ، سر امام عليه السّلام را با خولى سپرد ، امر كرد تا ديگر سرها را كه هفتاد و دو تن به شمار مىرفت از خاك و خون تنظيف كردند و به همراهى شمر بن ذى الجوشن و قيس بن اشعث و عمرو بن الحجّاج براى ابن زياد فرستاد و به قولى سرها را در ميان قبايل كنده و هوازن و بنى تميم و بنى اسد و مردم مذحج و ساير قبايل پخش كرد تا به نزد ابن زياد بردند و به سوى او تقرب جويند . و خود آن ملعون بقيّهء آن روز را ببود و شب را نيز بغنود و روز يازدهم را تا وقت زوال در كربلا اقامت كرد و بر كشتگان سپاه خويش نماز گزاشت و همگى را به خاك سپرد .
هامش
( 1 ) آتشكده نير ، ص 183 و چاپ هاتف ، ص 130 . ( 2 ) نام وى على فرزند خواجه مير احمد از شاعران عهد شاه طهماسب صفوى است كه در حدود سال 905 ه - ق در كاشان متولد و به سال 996 ه - ق فوت كرده است . نك : هدية الاحباب ، ص 252 ؛ شورش در خلق عالم ، ص 39 - 43 .