فصل پنجم : در بيان غارت نمودن لشكر ، خيام حرم را
[ شروع غارت ]
قال الرّاوى : و تسابق القوم على نهب « 1 » بيوت آل الرّسول و قرّة عين البتول . « 2 »
چون لشكر از كار جناب امام حسين عليه السّلام پرداختند ، آهنگ خيام مقدّسه و سرادق اهل بيت عصمت نمودند و در رفتن از هم سبقت مىكردند ، چون به خيام محترم رسيدند ، مشغول به تاراج و يغما شدند و آنچه اسباب و اثقال بود غارت كردند و جامهها را به منازعت و مغالبت ربودند و از ورس و حلّى و حلل چيزى به جاى نگذاشتند و اسب و شتر و مواشى آنچه ديدار شد ببردند ، و تفصيل اين واقعه شايستهء ذكر نباشد .
[ اعتراض زنى قهرمان ]
به هر حال زنها گريه و ندبه آغاز كردند و احدى از آن سنگدلان دلش به حال آن شكسته دلان نسوخت جز زنى از قبيلهء بكر بن وائل كه با شوهر خود در لشكر عمر سعد بود ، چون ديد كه آن بىدينان متعرّض دختران پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شدهاند و لباس آنها را غارت و تاراج مىكنند ، دلش به حال آن بينوايان سوخت شمشيرى برداشت رو به خيمه كرد و گفت :
هامش
( 1 ) نهب : چپاول كردن .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 58 .