او بر جسد مقدّس آن شهيد مظلوم روى آوردند ، پيراهن شريفش را اسحاق بن حيوة [ حوبة ] حضرمىّ برداشت و بر تن پوشيد و مبروص شد و موى سر و رويش ريخت ، و در آن پيراهن زياده از صد و ده سوراخ تير و نيزه و شمشير بود . « 1 »
عمامهء آن حضرت را اخنس ابن مرثد و به روايت ديگر : جابر بن يزيد ازدى برداشت و بر سر بست ، ديوانه يا مجذوم شد . « 2 » و نعلين مباركش را اسود بن خالد ربود . و انگشتر آن حضرت را بحدل « 3 » بن سليم با انگشت مباركش قطع كرد و ربود .
مختار به سزاى اين كار دستها و پاهاى او را قطع نمود و گذاشت او را در خون خود بغلطيد تا به جهنّم و اصل گرديد . « 4 »
و قطيفهء خز آن حضرت را قيس بن اشعث برد « 5 » و از اين جهت او را قيس القطيفه ناميدند .
روايت شده كه آن ملعون مجذوم شد ، اهل بيت او از او كناره كردند و او را در مزابل افكندند و هنوز زنده بود كه سگها گوشتش را مىدريدند .
و زره آن حضرت را عمر سعد برگرفت و وقتى كه مختار او را بكشت آن زره را به قاتل او ابو عمره بخشيد . و چنين مىنمايد كه آن حضرت را دو زره بوده زيرا گفتهاند كه زره ديگرش را مالك بن يسر « 6 » ربود و ديوانه شد . و شمشير آن حضرت را جميع بن الخلق أودى ، و به قولى اسود بن حنظلهء تميمى ، و به روايتى فلافس نهشلى برداشت ، و اين شمشير غير از ذو الفقار است زيرا كه ذو الفقار يا امثال خود از ذخاير نبوّت و امامت مصون و محفوظ است . « 7 »
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 177 - 178 و در آن اسحاق بن حوبة .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 57 .
( 3 ) ( به حاء مهمله ) .
( 4 ) الملهوف ، ص 178 .
( 5 ) همان .
( 6 ) مالك بن بشر خ . ل .
( 7 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 58 ؛ الملهوف ، ص 179 - 180 .