تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
سرهاى آن منافقان را بر زمين مىريخت و به ضرب شمشير آبدار ، خون اشرار و فجّار را با خاك معركه مىريخت و مىآميخت ، لشكر از هر طرف او را تيرباران نمودند ، آن حضرت در راه حقّ آن تيرها را بر رو و گلو و سينهء مبارك خود مىخريد و از كثرت خدنگ كه بر چشمه‌هاى زره آن حضرت نشست سينهء مباركش چون پشت خارپشت گشت . و به روايت منقول از حضرت باقر عليه السّلام زياده از سى صد و بيست جراحت يافت و زيادتر . « 1 » نيز روايت شده و جميع آن زخمها در پيش روى آن حضرت بود ، در اين وقت حضرت از بسيارى جراحت و كثرت تشنگى و بسيارى ضعف و خستگى توقّف فرمود تا ساعتى استراحت كرده باشد كه ناگاه ظالمى سنگى انداخت به جانب آن حضرت ، آن سنگ بر جبين مباركش رسيد و خون از جاى او بر صورت نازنينش جارى گرديد . حضرت جامهء خويش را برداشت تا چشم و چهره خود را از خون پاك كند كه ناگاه تيرى كه پيكانش زهرآلوده و سه شعبه بود بر سينهء مباركش و به قولى بر دل پاكش رسيد و از آن سوى سر به در كرد و حضرت در آن حال گفت : بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . آن‌گاه رو به سوى آسمان كرد و گفت : اى خداوند من تو مىدانى كه اين جماعت مىكشند مردى را كه در روز زمين پسر پيغمبرى جز او نيست . پس دست برد و آن تير را از قفا بيرون كشيد و از جاى آن تير مسموم مانند ناودان خون جارى گرديد ، حضرت دست به زير آن جراحت مىداشت چون از خون پر مىشد به جانب آسمان مىافشاند و از آن خون شريف قطره‌اى بر نمىگشت ديگر باره كف دست را از خون پر كرد و بر سر و روى و محاسن خود ماليد و فرمود كه با سر و روى خون‌آلوده و به خون خويش خضاب كرده جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديدار خواهم كرد و
هامش
( 1 ) مناقب ، ج 4 ، ص 110 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 900 | الشيخ عباس القمي