تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦
زمانى كه شمر ( ملعون ) سر اقدس را از تن جدا كرد ؟ مثل مشهور است كه « دواى يك ، دو باشد » يعنى از آدم تنها كار بر نمىآيد تا دوّمى برايش مددكار نباشد . مبالغه بالاتر از آن نيست كه در حقّ كسى گفته شود كه « فلان كس را دشمن از چهار طرف گير كرده است » مگر حسين عليه السّلام را با هفتاد و دو تن هشت قسم دشمنان تنگ كرده بودند با وجود آن ثابت قدمى را از دست ندادند . چنانچه از چهار طرف ده هزار فوج يزيد « 1 » بود كه بارش نيزه و تيرشان مثل بادهاى تيره طوفان ظلمت برانگيخته بودند . دشمن پنجم ؛ حرارت آفتاب عرب بود كه نظيرش در زير فلك صورت امكان نپذيرفته . گفته مىتوان شد كه تمازت و گرمى عرب غير از عرب ، يافت نمىتوان شد . دشمن ششم ؛ ريگ تفتيدهء ميدان كربلا بود كه در تمازت آفتاب شعله‌زن ، و مانند خاكستر تنور گرم سوزنده و آتش افكن بود ، بلكه درياى قهّارى مىتوان گفت كه حبابهايش آبله‌هاى پاى بنى فاطمه بودند واقعى . دو دشمن ديگر كه از همه ظالم‌تر : يكى تشنگى و دوّم گرسنگى ؛ مثل همراهى دغاباز « 2 » ساعتى جدا نبودند . خواهش و آرزوى اين دو دشمن همان وقت كم مىشد كه زبان‌ها از تشنگى چاك‌چاك مىگرديدند . پس كسانى كه در چنين معركه هزارها كفّار را مقابله كرده باشند ، بهادرى و شجاعت بر ايشان ختم است » . تمام شد محل حاجت از كلام متين اين هندوى بت‌پرست كه به جاى خال مشگين دلربايى است در رخسار سفيد كاغذ . و سزاوار است كه در ستايش او گفته شود : « به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را » . « 3 »
هامش
( 1 ) در اينجا محدّث نورى پاورقى زده و مىگويد : اختلاف عدد شايد به جهت آن باشد كه مراد از اول تمام لشكر باشد و مراد او از دوم دوم آن كه به تناوب مشغول جنگ بودند . ( 2 ) حيله‌گر . ( 3 ) لؤلؤ و مرجان ، ص 196 - 197 ، چاپ سلسله انتشارات نور .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 896 | الشيخ عباس القمي