و گاهى كه ابطال رجال بر او حمله مىكردند چنان بر ايشان مىتاخت كه ايشان چون گلّهء گرگ ديده مىرميدند و از پيش روى آن فرزند شير خدا مىگريختند ، ديگر باره لشكر گرد هم در مىآمدند ، و آن سى هزار نفر پشت با هم مىدادند و حاضر به جنگ او مىشدند ، پس آن حضرت بر آن لشكر انبوه حمله مىافكند كه مانند جراد منتشر از پيش او متفرّق و پراكنده مىشدند و لختى اطراف او از دشمن تهى مىگشت .
پس از قلب لشكر روى به مركز خويش مىنمود و كلمهء مباركهء لا حول و لا قوّة الّا باللّه را تلاوت مىفرمود .
[ كلامى از جيمز كارگرن هندى ]
مؤلّف گويد : شايسته است در اين مقام كلام ( جيمز كارگرن ) هندوى هندى را در شجاعت امام حسين عليه السّلام نقل كنيم :
شيخ مرحوم در لؤلؤ و مرجان از اين شخص نقل كرده كه كتابى در تاريخ چين نوشته به زبان اردو كه زبان متعارف حاليهء هند است و آن را چاپ كردند . در جلد دوّم در صفحهء 111 چون به مناسبتى ذكرى از شجاعت شده بود ، اين كلام كه عين ترجمهء عبارت اوست در آنجا مذكور است :
« چون بهادرى و شجاعت رستم مشهور زمانه است ، لكن مردانى چند گذشته كه در مقابلشان نام رستم قابل بيان نيست . چنانچه حسين بن على عليهما السّلام كه شجاعتش بر همه شجاعان رتبهء تقدّم يافته ؛ چرا كه شخصى كه در ميان كربلا بر ريگ تفته با حالات تشنگى و گرسنگى ، مردانگى به كار برده باشد به مقابل او نام رستم كسى آرد كه از تاريخ واقف نخواهد بود . قلم كه را يارا است كه حال حسين عليه السّلام بر نگارد ؟ و زبان كه را طاقت كه مدح ثابت قدمى هفتاد و دو نفر در مقابلهء سى هزار فوج شامى خوان خوار ، و شهادت هر يك را چنانچه بايد ادا نمايد ؟ نازك خيالى كجا اين قدر رسا است كه حال دلهاى آنها را تصوير كند كه بر سرشان چه پيش آمد ، از آن زمانى كه عمر سعد با ده هزار فوج دور آنها را گرفته تا