آگاه نمود او را كه علوم و صحف و مصاحف و سلاح را كه از مواريث نبوّت است نزد امّ سلمه - رضى اللّه عنها - گذاشته و امر كرده كه چون امام زين العابدين عليه السّلام برگردد به او سپارد . « 1 »
در دعوات راوندى از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : پدرم مرا در برگرفت و به سينهء خود چسبانيد در آن روز كه كشته شد و الدّماء تغلى و خونها در بدن مباركش جوش مىخورد ، و فرمود : اى پسر من ! حفظ كن از من دعايى را كه تعليم فرمود آن را به من فاطمه - صلوات اللّه عليها - و ، تعليم فرمود به او رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و تعليم نمود به آن حضرت جبرئيل از براى حاجت و مهم و اندوه و بلاهاى سخت كه نازل مىشود و امر عظيم و دشوار ، و فرمود بگو :
بحقّ يس و القرآن الحكيم ، و بحقّ طه و القرآن العظيم ، يا من يقدر على حوائج السّائلين ، يا من يعلم ما فى الضّمير ، يا منفس عن المكروبين ، يا مفرّج عن المغمومين ، يا راحم الشّيخ الكبير ، يا رازق الطفل الصّغير ، يا من لا يحتاج الى التّفسير ، صلّ على محمّد آل محمّد ، و افعل بى كذا و كذا . « 2 »
در كافى روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام وقت وفات خويش ، حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام را به سينه چسبانيد و فرمود : اى پسر جان ! من وصيّت مىكنم تو را به آنچه كه وصيّت كرد به من پدرم هنگامى كه وفاتش حاضر شد و فرمود : اين وصيّت را پدرم به من نموده ، فرمود :
يا بنىّ ، ايّاك و ظلم من لا يجد عليك ناصرا الّا اللّه . « 3 »
اى پسر جان من ! بپرهيز از ظلم بر كسى كه ياورى و دادرسى ندارد مگر خدا .
راوى گفت : پس حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام به نفس نفيس عازم قتال شد . امام زين العابدين عليه السّلام چون پدر بزرگوار خود را تنها و بىكس ديد با آن كه از ضعف و
هامش
( 1 ) اثبات الوصية ، ص 142 .
( 2 ) دعوات ، ص 54 ؛ بحار الأنوار ، ج 95 ، ص 196 .
( 3 ) الكافى ، ج 2 ، ص 331 .