و مؤيّد اين مقال ، حكايت ميرزا يحيى ابهرى « 1 » است كه در عالم رؤيا ديد علامهء مجلسى رحمة اللّه در صحن مطهّر سيّد الشّهداء عليه السّلام در طرف پايين پا در طاق الصّفا نشسته مشغول تدريس است ، پس مشغول موعظه شد و چون خواست شروع در مصيبت كند ، كسى آمد و گفت : حضرت صديقهء طاهره عليها السّلام مىفرمايد :
اذكر المصائب المشتملة على وداع ولدى الشّهيد .
يعنى : ذكر بكن مصائبى كه مشتمل بر وداع فرزند شهيدم باشد .
مجلس نيز مصيبت وداع را ذكر كرد و خلق بسيار جمع شدند و گريهء شديدى نمودند كه مثل آن را در عمر نديده بودم . « 2 »
فقير گويد : كه در همان مبشرهء نوميّه است كه حضرت امام حسين عليه السّلام با وى فرمود :
قولوا لأوليائنا و امنائنا يهتمّون فى اقامة مصائبنا .
يعنى : بگوييد به دوستان و امناى ما كه اهتمام بكنند در اقامهء عزا و مصيبتهاى ما .
و بالجمله ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت است كه امام حسين عليه السّلام در روز شهادت خويش طلبيد دختر بزرگ خود فاطمه را و عطا فرمود به او كتابى پيچيده و وصيّتى ظاهره و جناب على بن الحسين عليه السّلام مريض بود و فاطمه آن كتاب را به على بن الحسين عليه السّلام داد پس آن كتاب به ما رسيد . « 3 »
[ امام حسين عليه السّلام و امام سجاد عليه السّلام ]
در اثبات الوصيّة است كه امام حسين عليه السّلام حاضر كرد على بن الحسين عليه السّلام را و آن حضرت عليل بود ، پس وصيّت فرمود به او به اسم اعظم و مواريث انبياء عليهم السّلام و
هامش
( 1 ) محدث نورى در فيض قدسى او را اين گونه ستوده است : پارساى صالح و برگزيده ، زاهد پرهيزگار و متقى آقا ميرزا يحيى فرزند حاج محمّد ابراهيم ابهرى صاحب كرامات است . فيض قدسى ، ص 270 .
( 2 ) فيض قدسى ، ص 272 .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 17 .