پس سكينه عرض كرد : يا ابة استسلمت للموت ؟ اى پدر آيا تن به مرگ دادهاى ؟
فرمود : چگونه تن به مرگ ندهد كسى كه ياور و معينى ندارد .
عرض كرد : پس ما را به حرم جدّمان بازگردان .
حضرت در جواب بدين مثل تمثّل جست :
هيهات لو ترك القطا لنام .
اگر صيّاد از مرغ قطا دست بر مىداشت آن حيوان در آشيانهء خود آسوده مىخفت . كنايه از آن كه اين لشكر دست از من بر نمىدارند ، و نمىگذارند كه شما را به جايى برم ، زنها صدا به گريه بلند كردند ، حضرت ايشان را ساكت فرمود . « 1 » و گويند كه آن حضرت رو به امّ كلثوم نمود و فرمود :
أوصيك يا أخيّة بنفسك خيرا ، و انّى بارز الى هؤلاء القوم . « 2 »
مؤلّف گويد : كه مصائب حضرت امام حسين عليه السّلام تمامى دل را بريان و ديده را گريان مىكند لكن مصيبت وداع شايد اثرش زيادتر باشد ، خصوص آن وقتى كه صبيان و اطفال كوچك از آن حضرت ، يا از بستگانش كه به منزلهء اولاد خود آن حضرت بودند دور او جمع شدند و گريه كردند .
و شاهد بر اين آن است كه روايت شده چون حضرت امام حسين عليه السّلام به قصر بنى مقاتل رسيد و خيمهء عبيد اللّه بن حرّ جعفى را ديد ، حجّاج بن مسروق را فرستاد به نزد او و او را طلبيد و او نيامد . خود حضرت به سوى او تشريف برد .
از عبيد اللّه بن حرّ نقل است كه وارد شد بر من حسين عليه السّلام و محاسنش مثل بال غراب « 3 » سياه بود ، پس نديدم احدى را هرگز نيكوتر از او و نه مثل او كسى را كه چشم را پر كند ، و رقّت نكردم هرگز مانند رقّتى كه براى آن حضرت كردم در وقتى كه ديدم راه مىرفت و صبيانش در دورش بودند انتهى .
هامش
( 1 ) منتخب طريحى ، ص 440 .
( 2 ) منتخب طريحى ، ص 438 .
( 3 ) غراب : كلاغ .