تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
يك تن كسى نديده و چندين هزار تير * يك گل كسى نديده و چندين هزار خار

[ بازگشت سردار سپاه و هجوم سپاه كوفه بر وى ]

مشك را پرآب نمود و بر كتف راست افكند و از شريعه بيرون شتافت تا مگر خويش را به لشكرگاه برادر برساند و كودكان را از زحمت تشنگى برهاند . لشكر كه چنين ديدند راه او را گرفتند و از هر جانب او را احاطه كردند ، و آن حضرت مانند شير غضبان بر آن منافقان حمله مىكرد و راه مىپيمود . ناگاه نوفل الأزرق . و به روايتى : زيد بن ورقاء كمين كرده از پشت نخلى بيرون آمد و حكيم بن طفيل او را معين گشت و تشجيع نمود ، پس تيغى حوالهء آن حضرت نمود ، آن شمشير بر دست راست آن حضرت رسيد و از تن جدا گرديد ، حضرت أبو الفضل عليه السّلام جلدى كرد و مشك را به دوش چپ افكند و تيغ را به دست چپ داد و بر دشمنان حمله كرد و اين رجز خواند :
و اللّه آن قطعتم يمينى * انّى احامى أبدا عن دينى و عن امام صادق اليقين * نجل النّبىّ الطّاهر الامين
پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد ، ديگر باره نوفل و به روايتى حكيم بن طفيل لعين از كمين نخله بيرون تاخت و دست چپش را از بند بينداخت ، جناب عبّاس عليه السّلام اين رجز خواند :
يا نفس لا تخشى من الكفّار * و ابشرى برحمة الجبّار مع النّبىّ السّيد المختار * قد قطعوا ببغيهم يسارى فأصلهم يا ربّ حرّ النّار « 1 »
و مشگ را به دندان گرفت و همّت گماشت تا شايد آب را به آن لب تشنگان برساند كه ناگاه تيرى بر مشگ آب آمد و آب آن بريخت و تير ديگر بر سينه‌اش رسيد
هامش
( 1 ) مناقب ، ج 4 ، ص 108 .