أنا زهير و انا ابن القين * أذودكم بالسّيف عن حسين
انّ حسينا احد السّبطين * أضربكم و لا ارى من شين
پس چون صاعقهء آتشبار خويش را بر آن اشرار زد و بسيار كس از ابطال رجال را به خاك هلاك افكند ، و به روايت محمّد بن ابى طالب يك صد و بيست تن از آن منافقان را به جهنّم فرستاد ، آنگاه كثير بن عبد اللّه شعبى به اتّفاق مهاجر بن اوس تميمى بر او حمله كردند او را از پا درآوردند و در آن وقت كه زهير بر خاك افتاد حضرت حسين عليه السّلام فرمود : خدا تو را از حضرت خويش دور نگرداند و لعنت كند كشندگان تو را هم چنان كه لعن فرمود جماعتى از گمراهان را و ايشان را به صورت ميمون و خوك مسخ نمود . « 1 »
مؤلف گويد : زهير بن قين جلالت شأنش زياده از آن است كه ذكر شود و كافى است در اين مقام آن كه امام حسين عليه السّلام يوم عاشورا ميمنه را به او سپرد و در وقت نماز خواندن او را با سعيد بن عبد اللّه فرمود كه در پيش روى آن جناب بايستند . و خود را وقايهء آن حضرت كنند ، و احتجاج او با قوم به شرح رفت و مردانگى و جلادت او با حرّ ذكر شد ، الى غير ذلك ممّا يتعلّق به .
مقتل نافع بن هلال بن نافع بن جمل رحمه اللّه :
نافع بن هلال كه يكى از شجاعان لشكر امام حسين عليه السّلام بود ، تيرهاى مسموم داشت و اسم خود را بر فاق تيرها نوشته بود . شروع كرد به افكند آن تيرها بر دشمن و مىگفت :
ارمى بها معلمة افواقها * مسمومة تجرى بها اخفاقها « 2 »
ليملأنّ ارضها رشاقها * و النّفس لا ينفعها اشفاقها
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 25 .
( 2 ) الأخفاق : الصّرع يقال : اخفق زيد عمرا فى الحرب اى صرعه ، فكأنّ النّبل يجرى بها الصرع . و الرّشاق جمع رشيق و هو السّهم اللّطيف . مؤلف رحمة اللّه .