لنعم الحرّ حرّ بنى رياح * و نعم الحرّ عند مختلف الرّماح « 1 »
و نعم الحرّ اذا نادى حسينا * فجاد بنفسه عند الصّياح « 2 »
[ شهادت برير بن خضير رضى اللّه عنه ]
برير بن خضير رحمة اللّه به ميدان آمد و او مردى زاهد و عابد بود و او را سيّد قرّاء مىناميدند و از اشراف اهل كوفه از همدانيين بود . و اوست خالوى ابو اسحاق عمرو بن عبد اللّه سبيعى كوفى تابعى كه در حقّ او گفتهاند : چهل سال نماز صبح را به وضوى نماز عشاء گزارد ، و در هر شب يك ختم قرآن مىنمود ، و در زمان او اعبدى از او نبود ، و اوثق در حديث از او نزد خاصّه و عامّه نبود ، و او از ثقات على بن الحسين عليه السّلام بود .
و بالجمله جناب برير چون به ميدان تاخت از آن سوى يزيد بن معقل به نزد او شتافت و با هم اتّفاق كردند كه مباهله كنند و از خدا بخواهند كه هر كه بر باطل است بر دست آن ديگر كشته شود ، اين بگفتند و بر هم تاختند . يزيد ضربتى بر برير زد ، او را آسيبى نرساند لكن برير او را ضربتى زد كه خود او را دو نيمه كرد و سر او را شكافت تا به دماغ رسيد ، يزيد پليد بر زمين افتاد مثل آن كه از جاى بلندى بر زمين افتد . « 3 »
رضىّ بن منقذ عبدى كه چنين ديد بر برير حمله آورد و با هم دست به گردن شدند و يك ساعت با هم نبرد كردند ، آخر الأمر برير او را بر زمين افكند و بر سينهاش نشست ، رضىّ استغاثه به لشكر كرد كه او را خلاص كنند . كعب بن جابر حمله كرد و نيزهء خود را گذاشت بر پشت برير ، برير كه احساس نيزه كرد هم چنان كه بر سينهء رضىّ نشسته بود خود را بر روى رضىّ افكند و صورت او را دندان گرفت
هامش
( 1 ) در العوالم : صبور عند مختلف الرّماح .
( 2 ) الصباح خ . ل .
( 3 ) العوالم ، ص 259 .