تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
و هم رجز مىخواند و مىگفت :
إنّى أنّا الحرّ و مأوى الضّيف * أضرب فى أعناقكم بالسّيف عن خير من حلّ بأرض الخيف « 1 » * أضربكم و لا أرى من حيف « 2 »
راوى گفت : ديدم اسب او را كه ضربت بر گوشها و حاجب او وارد شده بود و خون از او جارى بود ، حصين بن تميم رو كرد به يزيد بن سفيان و گفت : اى يزيد ! اين همان حرّ است كه تو آرزوى كشتن او را داشتى ، اينك به مبارزت او بشتاب . گفت : بلى و به سوى حرّ شتافت و گفت : اى حرّ ! ميل مبارزت دارى ؟ گفت : بلى پس با هم نبرد كردند . حصين بن تميم گفت : به خدا قسم مثل آن كه جان يزيد در دست حرّ بود او را فرصت نداد تا به قتل رسانيد ، پس پيوسته جنگ كرد تا آن كه عمر سعد امر كرد حصين بن تميم را با پانصد كمان دار اصحاب حسين را تير باران كنند ، پس لشكر عمر سعد ايشان را تير باران كردند . زمانى نكشيد كه اسبهاى ايشان هلاك شدند و سواران پياده گشتند . ابو مخنف از ايّوب بن مشرح حيوانى نقل كرده كه گفت : و اللّه من پى كردم اسب حرّ را و تيرى بر شكم اسب او زدم كه به لرزه و اضطراب در آمد ، آن‌گاه به سر در آمد . « 3 » مؤلّف گويد : كه گويا حسّان بن ثابت در اين مقام گفته :
و يقول للطّرف « 4 » اصطبر لشبا « 5 » القنا * فهدمت ركن المجد ان لم تعقر
و چه قدر شايسته است در اين مقام نقل اين حديث حضرت صادق عليه السّلام : قال : الحرّ حرّ على جميع أحواله ، ان نابته نائبة صبر لها ، و ان تداكت عليها المصائب لم
هامش
( 1 ) الخيف ( به فتح خاء ) : موضعى است به مكّه ناميده شده به آن مسجد الخيف . مؤلّف رحمة اللّه . ( 2 ) حيف بالفتح جور و ستم . مؤلّف رحمة اللّه . نك : مقتل الحسين عليه السّلام خوارزمى ، ج 2 ، ص 10 ؛ مثير الاحزان ، ص 7 ؛ العوالم ، ص 257 . ( 3 ) مقتل ابى مخنف ، ص 139 . ( 4 ) طرف : اسب كريم . ( 5 ) شبا : تيزى نيزه .