تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
چاشتگاه كار بدين گونه مىرفت ، اين هنگام بر مردم پر ظاهر گشت كه فرزند پيغمبر لباس ذلّت در بر نخواهد كرد و عبيد اللّه بن زياد بغضاى آن حضرت را دست بر نخواهد داشت ، لاجرم از هر دو سوى رزم را تصميم عزم دادند . اوّل كس از سپاه ابن سعد كه به ميدان مبارزت آمد ، يسار غلام زياد بن أبيه ، و سالم غلام ابن زياد بود كه با هم به ميدان آمدند ، از ميان اصحاب امام حسين عليه السّلام عبد اللّه بن عمير كلبى به مبارزت ايشان بيرون شد ، گفتند : تو كيستى كه به ميدان ما آمده‌اى ؟ گفت : منم عبد اللّه بن عمير ، گفتند : تو را نشناسيم ، برگرد و زهير بن قين يا حبيب بن مظاهر يا برير را به سوى ما بفرست ، و يسار مقدّم بر سالم بود ، عبد اللّه با او گفت كه : اى پسر زانيه ! مگر اختيار تو را است كه هر كه بخواهى برگزينى ؟ اين بگفت و بر او حمله كرد و تيغ بر او راند او را در افكند ، سالم غلام ابن زياد چون اين را بديد تاخت تا يسار را يارى كند ، اصحاب امام حسين عليه السّلام عبد اللّه را بانگ زدند كه خويشتن را واپاى كه دشمن رسيد ، عبد اللّه چون مشغول مقتول خويش بود اصغاى اين مطلب نفرمود ، لاجرم سالم رسيد و تيغ بر عبد اللّه فرود آورد ، عبد اللّه دست چپ را به جاى سپر وقايهء سر ساخت لاجرم انگشتانش از كف جدا شد و عبد اللّه بدين زخم ننگريست و چون شير زخم خورده عنان برتافت و سالم را به زخم شمشير از قفاى يسار به دار البوار فرستاد ، پس به اين اشعار رجز خواند :
ان تنكرونى فانا ابن كلب * حسبى ببيتى فى عليم حسبى « 1 » انّى امرؤ ذو مرّة « 2 » و عصب « 3 » * و لست بخوّار عند النّكب « 4 »
پس عمرو بن الحجّاج با جماعت خود از سپاه كوفه بر ميمنهء لشكر امام حسين عليه السّلام حمله كرد ، اصحاب امام چون چنين ديدند زانو بر زمين نهادند و
هامش
( 1 ) عليم ( بالتصغير ) فخذ من جناب ( بالجيم و النّون الموحّدة ) . و جناب بطن من كلب . مؤلّف رحمة اللّه . ( 2 ) ذو مرّة ( به كسر ميم ) أى صاحب قوّة . مؤلّف رحمة اللّه . ( 3 ) و عصب ( كفلس ) : أى شدّة . مؤلّف رحمة اللّه . ( 4 ) و خوّار ككتّان : أى الضّعيف . مؤلّف رحمة اللّه .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 827 | الشيخ عباس القمي