[ موعظه برير ]
و سيّد ابن طاووس رحمة اللّه روايت كرده كه چون اصحاب پسر سعد سوار گشتند و مهيّاى جنگ با آن حضرت شدند آن جناب برير بن خضير را به سوى ايشان فرستاد كه ايشان را موعظتى نمايد ، برير در مقابل آن لشكر آمد و ايشان را موعظه نمود . آن بدبختان سيهروزگار كلام او را اصغا ننمودند و از مواعظ او انتفاع نبردند .
[ خطبهء ديگر امام عليه السّلام ]
پس خود آن جناب بر ناقهء خويش و به قولى بر اسب خود سوار شد و به مقابل ايشان آمده و طلب سكوت نمود ، ايشان ساكت شدند ، پس آن حضرت حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و بر حضرت رسالت پناهى و بر ملائكه و ساير انبياء و رسل درود بليغى فرستاد پس از آن فرمود كه :
هلاكت و اندوه باد شما را اى جماعت غدّار و اى بىوفاهاى جفا كار ، در هنگامى كه به جهت هدايت خويش ما را به سوى خود طلبيديد و ما اجابت شما كرده و شتابان به سوى شما آمديم ، پس كشيديد بر روى ما شمشيرهايى كه به جهت ما در دست داشتيد ، و برافروختيد بر روى ما آتشى را كه براى دشمن ما و دشمن شماها مهيّا كرده بوديم پس شما به كين و كيد دوستان خود به رضاى دشمنان خود هم داستان شديد بدون آن كه عدلى در ميان شما فاش و ظاهر كرده باشند و بىآن كه طمع و اميد رحمتى باشد از شماها در ايشان ، پس چرا از براى شما باد ويلها از ما دست كشيديد و حال آن كه شمشيرها در حبس نيام بود و دلها مطمئن و آرام مىزيست و رأىها محكم شده و نيرو داشت ، لكن شما سرعت كرديد و انبوه شديد در انگيزش نيران فتنه مانند ملخها ، و خويشتن را ديوانهوار در انداختيد در كانون نار چون پروانگان ، پس دور باشيد از رحمت خدا اى معاندين امت ، و شاذ و شارد جمعيّت ، و تارك قرآن و محرّف كلمات آن ، و گروه