تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
عباد اللّه ، انّى عذت بربّى و ربّكم ان ترجمون ، و اعوذ بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب .

[ سخنان روشنگرانه و نصيحت‌آميز زهير ]

آن‌گاه از راحلهء خود فرود آمد و عقبة بن سمعان را فرمود تا آن را عقال بر نهاد . « 1 » ابو جعفر طبرى نقل كرده از على بن حنظلة بن اسعد شبامى از كثير بن عبد اللّه شعبى كه گفت : چون روز عاشورا ما به جهت مقاتله با امام حسين عليه السّلام به مقابل آن حضرت شديم ، بيرون آمد به سوى ما زهير بن القين در حالى كه سوار بود بر اسبى دراز دم غرق در اسلحه ، پس فرمود : اى اهل كوفه ! من انذار مىكنم شما را از عذاب خدا ، همانا حقّ است بر هر مسلمانى نصيحت و خيرخواهى برادر مسلمانش . و ماها تا به حال بر يك دين و يك ملّتيم و برادريم با هم تا شمشير در بين ما كشيده نشده ، پس هرگاه بين ما شمشير واقع شد برادرى ما از هم گسيخته و مقطوع خواهد شد و ما يك امّت و شما امّت ديگر خواهيد بود . همانا مردم بدانيد كه خداوند ، ما و شما را ممتحن و مبتلا فرموده به ذريّهء پيغمبرش تا بيند ما چه خواهيم كرد با ايشان ، اينك من مىخوانم شما را به نصرت ايشان و مخذول گذاشتن طاغى پسر طاغى عبيد اللّه بن زياد را ، زيرا كه شما از اين پدر و پسر نديديد مگر بدى ، چشمان شما را در آوردند و دست‌ها و پاهاى شما را بريدند و شما را مثله كردند و بر تنهء درختان خرما به دار كشيدند و اشراف و قرّاء شما را مانند حجر بن عدىّ و اصحابش و هانى بن عروه و امثالش را به قتل رسانيدند . لشكر ابن سعد كه اين سخنان شنيدند شروع كردند به ناسزا گفتن به زهير و مدح و ثنا گفتن بر ابن زياد و گفتند : به خدا قسم كه ما حركت نكنيم تا آقايت حسين و هر
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 96 - 98 ؛ جلاء العيون ، ص 661 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 796 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 250 - 251 .