تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
حضرت فرمود : اين گوينده كيست ؟ گويا شمر است . گفتند : بلى جز او نيست ، فرمود : اى پسر آن زنى كه بز چرانى مىكرده تو سزاوارترى به دخول در آتش . مسلم بن عوسجه خواست تيرى به جانب آن ملعون افكند آن حضرت رضا نداد و منعش فرمود ، عرض كرد : رخصت فرما تا او را هدف تير سازم همانا او فاسق و از دشمنان خدا و از بزرگان ستمكاران است و خداوند مرا بر او تمكين داده . حضرت فرمود : مكروه مىدارم كه من با اين جماعت ابتدا به مقاتلت كنم . « 1 »

[ ارشاد و احتجاج امام عليه السّلام ]

اين وقت حضرت امام حسين عليه السّلام راحلهء « 2 » خويش را طلبيد و سوار شد و به صوت بلند فرياد برداشت كه مىشنيدند صداى آن حضرت را بيشتر مردم و فرمود آنچه حاصلش اين است : اى مردم ! به هواى نفس عجلت مكنيد و گوش به كلام من دهيد تا شما را بدانچه سزاوار است موعظتى گويم و عذر خودم را بر شما ظاهر سازم . پس اگر با من انصاف دهيد سعادت خواهيد يافت و از در انصاف بيرون شويد ، پس آراى پراكندهء خود را مجتمع سازيد و زير و بالاى اين امر را به نظر تأمّل ملاحظه نماييد تا آن كه امر بر شما پوشيده و مستور نماند ، پس از آن بپردازيد به من و مرا مهلت مدهيد . همانا ولىّ من خداوند است كه قرآن را فرو فرستاد و اوست متولّى امور صالحان . « 3 » راوى گفت كه : چون خواهران آن حضرت اين كلمات را شنيدند صيحه كشيدند و گريستند و دختران آن جناب نيز به گريه در آمدند ، پس بلند شد صداهاى ايشان . حضرت امام حسين عليه السّلام فرستاد به نزد ايشان برادر خود عبّاس بن على عليه السّلام و فرزند
هامش
( 1 ) الارشاد ، ج 2 ، ص 96 ؛ جلاء العيون ، ص 656 . ( 2 ) راحله : مركب سوارى . ( 3 ) سورهء اعراف ، آيهء 196 و الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 96 - 97 .